
🟢 Get worse
بدتر شدن؛ وقتی درد، بیماری یا یه وضعیت نسبت به قبل شدیدتر یا بدتر میشه.
🔖 مثال:
My headache is getting worse, so I need to see a doctor.
سردردم داره بدتر میشه، برای همین باید برم دکتر.
🟢 Sleepless night
شب بیخوابی؛ شبی که نمیتونی بخوابی یا خواب راحتی نداری.
🔖 مثال:
I've had too many sleepless nights thinking about my future.
شبهای زیادی رو به خاطر فکر کردن به آیندهم بیخوابی کشیدم.
🟢 Be tired of something / doing something
از چیزی خسته شدن؛ وقتی دیگه از تحمل یه وضعیت یا انجام کاری به ستوه اومدی.
🔖 مثال:
I'm tired of pretending that everything is okay.
از اینکه وانمود کنم همهچیز خوبه، خسته شدم.
🟢 Go through something
از سر گذروندن؛ تجربه کردن یه موقعیت سخت، دردناک یا چالشبرانگیز.
🔖 مثال:
She's going through a difficult time after her breakup.
بعد از جداییش داره دوران سختی رو میگذرونه.
🟢 Be broken in two
دو تکه شدن؛ در متن آهنگ بهصورت استعاری یعنی از نظر عاطفی کاملاً شکستن و آسیب دیدن.
🔖 مثال:
After losing the person he loved, he felt like his heart was broken in two.
بعد از دست دادن کسی که دوستش داشت، احساس میکرد قلبش دو تکه شده.
🟢 Be over someone
دیگه از نظر عاطفی درگیر کسی نبودن؛ از یه رابطه عبور کردن و احساسات قبلی رو پشت سر گذاشتن.
🔖 مثال:
It's been a year, but I'm still not over him.
یه سال گذشته، ولی هنوز نتونستم فراموشش کنم و ازش بگذرم.
🟢 Letdown
مایهی ناامیدی؛ شخص یا اتفاقی که انتظاراتت رو برآورده نمیکنه. بهصورت letdowns یعنی ناامیدیها یا دفعاتی که ناامید شدی.
🔖 مثال:
The concert was a huge letdown. I expected so much more.
کنسرت واقعاً ناامیدکننده بود. انتظار خیلی بیشتری داشتم.
🟢 Regret
حسرت، پشیمانی؛ احساسی که وقتی به گذشته فکر میکنی و از یه تصمیم یا اتفاق ناراحتی، تجربه میکنی.
🔖 مثال:
I don't want to look back on my life with regrets.
نمیخوام وقتی به زندگیم نگاه میکنم، پر از حسرت باشم.
📱 t.me/lingano_com









