که همش رو مدیون کارمندی تو بازار کار ایرانم.
یکی از رفتارهای بدی که تو کار با یکی از شرکت های ایرانی میدیدم این بود که وقتی یه نیرو از شرکت میرفت، خیلی پشت سرش بد حرف میزدن. همون نیرویی که تا دیروز کلی ازش تعریف میکردن، تا میرفت رفتارا و صحبتا نسبت بهش ۱۸۰ درجه تغییر میکرد.
این یکی از اون رفتارهای بدی بود که بدجور تو ذهنم نشست و هنوز که هنوزه بعد این همه سال یادم نرفته.
وقتی تیم خودمو ساختم، اول از همه به خودم گفتم، همه رفتارهای بدی که با خودم و همکارام شده رو من در جایگاه مدیر یک تیم با هیچ کسی نباید انجام بدم.
یادمه چند سال پیش یکی از بچههای تیم گفت میخوام از تیم جدا بشم و کلا یه مسیر دیگهای برم. با اینکه خیلی زحمت کشیده بودم که به این موقعیت برسه، سریع گفتم به تصمیمت احترام میذارم و تو مراحل بعدی کاریش هم تا میتونستم بهش مشاوره دادم و دانشم رو در اختیارش گذاشتم.
وقتی چند وقت پیش فهمیدم با تیم مستربیست ارتباط گرفته و با کلی اسم بزرگ دیگه کار کرده، خیلی براش خوشحال شدم.(چون دوست نداره اسمی ازش آورده بشه، اسمی ازش نیاوردم)
رفتار من با همه بچه های تیم، همینطوره. حتی اگه بخوان از تیم جدا شن هم همون رفتار و رفاقت به قوت قبل پابرجا است و هیچ وقت زحماتی که کشیدن تا تیم به اینجا برسه رو فراموش نمیکنم و قدردانشون هستم.
بدون اونا، ما اصلا نمیتونستیم به جایگاهی که الان بهش رسیدیم، برسیم.
@htuniversity













