داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف Telegram channel photo

داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف

@dstanxPublic Channel

داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف shares اخبار فوری updates and media on Telegram. Join to stay updated.

1k

Last views

۳۴.۱k (34,051 subscribers)
عضو
—
Rating
84
Total Posts
Oct 20, 2026, 10:29 PM
به‌روزرسانی شده
Mar 31, 2026
Created
Stats

شما در حال مشاهده محتوای فارسی هستید. برای مشاهده محتوا به زبان‌های دیگر، زبان سایت را تغییر دهید.

Channel Information

Channel Information
Channel Nameداستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف
Username@dstanx
Categoryاخبار فوری
Languageفارسی
Countryایران
عضو34,051
Channel TypePublic Channel
Created۱۱ فروردین ۱۴۰۵
Last Updated۲۸ مهر ۱۴۰۵ • ۳ روز پیش
StatusActive

رتبه‌بندی

رتبه‌بندی جهانی
#17076+44
رتبه‌بندی زبان
#1767-14
رتبه‌بندی دسته‌بندی
#378-3

رشد مشترکان

مجموع: 34.1K30 Days growth: +5.8K20.7%
09/2109/2610/0110/0610/1110/1610/20
رشد مشترکان - 30 Days
DateSubscribers
21:09:202628,204
22:09:202628,204
23:09:202628,204
24:09:202628,204
25:09:202628,204
26:09:202628,204
27:09:202628,204
28:09:202628,204
29:09:202628,204
30:09:202628,204
01:10:202628,204
02:10:202628,204
03:10:202628,204
04:10:202628,204
05:10:202628,204
06:10:202628,204
07:10:202628,204
08:10:202628,204
09:10:202628,204
10:10:202628,204
11:10:202628,204
12:10:202628,204
13:10:202632,552
14:10:202632,552
15:10:202632,552
16:10:202632,552
17:10:202632,552
18:10:202632,552
19:10:202632,552
20:10:202634,051
رشد مشترکان - Weekly
DateSubscribers
Week of 30:03:202622,477
Week of 06:04:202622,504
Week of 13:04:202622,507
Week of 20:04:202622,553
Week of 27:04:202622,553
Week of 04:05:202622,553
Week of 11:05:202622,637
Week of 18:05:202622,637
Week of 25:05:202622,637
Week of 01:06:202624,276
Week of 08:06:202624,276
Week of 15:06:202624,285
Week of 22:06:202626,811
Week of 29:06:202626,811
Week of 06:07:202626,811
Week of 13:07:202627,218
Week of 20:07:202627,617
Week of 27:07:202627,949
Week of 03:08:202627,949
Week of 10:08:202627,949
Week of 17:08:202627,697
Week of 24:08:202627,182
Week of 31:08:202626,847
Week of 07:09:202626,847
Week of 14:09:202628,204
Week of 21:09:202628,204
Week of 28:09:202628,204
Week of 05:10:202628,204
Week of 12:10:202632,552
Week of 19:10:202634,051
رشد مشترکان - Monthly
DateSubscribers
March 202622,506
April 202622,553
May 202622,637
June 202626,811
July 202627,617
August 202627,182
September 202628,204
October 202634,051
رشد مشترکان - Yearly
DateSubscribers
202634,051

آخرین پست‌ها

گاییدن کس ناب عسل

#دوست_دختر

سلام من امیرم 18 سالمه از کرج
یه روز که پارک خانواده بودم داشتم والیبال بازی میکردم یه دختریو دیدم خیلی خوشم اومد اسمش عسل بود سریع پریدم رفتم شمارشو گرفتمو شب که رسیدم خونه بهش پیام دادم
واقعا کس خوبی بود قد متوسط یه هیکل اسکینی داشت با لبای قلوه ای خوردنی.
یکم که چت کردیم یه چیزی یکم نظرمو جلب کرد که همه چیو به مسائل جنسی ربط میداد معلوم بود خیلی دختر حشری ایه
منم که کس نکرده بودم تا حالا خیلی هیجان داشتم که این اولیش باشه و همچین کسیو بتونم بکنم.
کم کم داشت خودش راهو واسم باز میکرد و یبار عکس کیرمو خاست. منم کیر متوسطی دارم مثل همه پسرای ایرانی و ۱۱ سانته حدودا ولی خیلی کلفته. عکس سالارمو که حشمت صداش میکردمو براش فرستادیم از پشت گوشی معلوم بود حسابی کصش واسه کیرم اب انداخته.
خلاصه چن وقتی به همین روال گذشتو این مدت منم هر شب به یادش جق میزدم که البته جق یه چیز طبیعیه و همه میزنن خب.
تا اینکه مامان بابای عسل رفتن ویلاشون تو طالقان و عسل خونه تنها شد. از وقتی بهم گفت همش تو کفش بودم تا اینکه خودش سر حرفو باز کرد و گفت بیا خونمون یه فیلمی چیزی ببینیم و اینا.
منم حشمتو موبر زدم و تر تمیز کردم و دوتایی رفتیم خونه عسل جون
تو راه رفتم داروخونه و عربده زدم گفتم یه کاندوم بیارید و بزرگترین سایز باشه
تاخیری و اینام گرفتم و رفتم خونشون.
وقتی رسیدم عسل با یه دامن کوتاه که وقتی خم میشد کونش تقریبا معلوم بود و یه نیم تنه که ممه های سفیدشو انداخته بود بیرون درو باز کرد و آقا حشمت همونجا کنترلشو از دست داد و شلوارم کثیف شد.
سریع رفتم دستشویی اب کیرو از رو شلوارم پاک کردم که نفهمه کس ندیده ام تاخیریم از تو کیف دوشیم که همیشه همراهم بود در اوردم همونجا زدمو رفتم بیرون
عسل فیلمو زد پلی شه و منم رفتم بغلش رو کاناپه لم دادم و یه ۵ دقیقه از فیلمو دیدم و من کم کم شروع کردم مالیدن رون و نقاط حساسش
از ریتم نفساش فهمیدم حسابی خیس کرده و خودشو به دستام میمالید و دستمو گرفت گذاشت رو کلوچه خوردنیش
دستشو گرفتم گذاشتم رو حشمتو گفتم یادت رفت بهش سلام کنی
اونم از سایز بزرگ آلتم پشماش ریخت و ترسیده بود
البته اون برعکس من تجربه اولش نبود و پردشو یکی از بچه های پارک قبلا زده بود
دستشو رو حشمت بالا پایین میکرد و کم کم لباساشو دراوردم اونم لباسامو دراورد
حسابی شهوتی شده بودیم و عسلم با چشای درشتش زل زده بود به کیر کلفتم و گفتم بخورش بابایی
شروع کرد با ولع سالارو ساک زدنو منم سرشو گرفته بودم تو دستامو تو دهنش تلمبه میزدم که گفت بسه توام بیا برا منو بخور
رفتم سمتش که کصشو بخورم دیدم مو داره و یکمم بو میده پشیمون شدمو کلاهک کیرمو گذاشتم سر کصشو یه چن بار سیلی زدم روش.
یهو بی هوا کردم توش که عسل یه جیغ بنفش کشید و صداش کل خونه رو گرفت البته خیلی تنگ نبود برام چون اکسش از کیرکلفتای محل بودو حسابی گشادش کرده بود.
بعد چند تا تلمبه کمرم درد گرفت و گفتم بشینه رو حشمت و خودش خودشو بگاد
اومد نشست رو کیر باباییشو خودشو روش بالا پایین میکرد. بعد ۴ ۵ دیقه گفتم ابم داره میاد و پاشد کاندومو در آورد کل ابمو قورت داد.
بعد سکس پاشدم لباسامو پوشیدمو یکم باهم وقت گذراندیمو رفتم خونمون البته اون میگفت یه راند دیگه هم بریم که من چون کمردرد داشتم قبول نکردم.
این تجربه اولین سک.س من بود امیدوارم لذت برده باشید

نوشته: امیر
1,050007
چه جوری زنونه پوش شدم

#گی

سلام
این داستانی که دارم مینویسم واقعیه
هر کی باور نداره مشکلی نیست ... فقط کامنت چرت و پرت نزارید
وقتی که سنم پایین بود علاقه زیادی به شورت زنونه داشتم
هر از گاهی به مدت چند دقیقه میپوشیدم و بعدم سر جاشون میزاشتم
تا اینکه یه روز لپ تاپ خریدم
همیشه سرم تو بازی کردن و خراب کردن لپ تاپ بودش
تا اینکه با یه مغازه خدمات کامپیوتری آشنا شدم
هر از گاهی میرفتم پیشش و لپ تاپم میدادم دستش که نرم افزاراش و بازی های جدید نصب کنه برام
اون زمان چون خیلی پول نداشتم و بهم پول نمیدادن
مجبور بودم قرضی بردارم همشوو و به زوور تسویه حساب میکردم
تا اینکه یه روز بحث سکس و اینجور چیزا پیش اومد بین من و صاحب مغازه
اوایل که بهم فیلتر شکن داده بود
چند تا سایت بهم معرفی میکرد
بعدش بهم فیلم میداد و ....
منم تازه 15 سالم شده بود و خیلی جق میزدم
تا اینکه یه روز بدهی هام خیلیی بالا رفت
و نمیتونستم پرداختش کنم و همش میگفت زنگ خونتون میزنم و به خانوادت میگم
منم از ترس خانواده می گفتم صبر کن جوورش میکنم
تا اینکه یه روز بهم پیشنهاد داد اگه براش جق بزنم 3000 هزار تومن از بدهی هام کم میکنه
اون موقع 3000 هزار تومن سال 1393 زیاد بودش
منم اولاش قبول نمیکردم تا اینکه به زور راضی شدم از رو شلوار براش جق بزنم
یه مدت کارمون همین بود
تا اینکه بهم گفت باید ساک بزنی
بازم نمیخاستم قبوول کنم ولیی چون بدهی هام بالا بودش مجبور میشدم قبوول کنم
چند بار به زور ساک زدم براش
تا اینکه کارمون کم کم بیخ پیدا کرد
بالای مغازه اش خونش بود منو میبرد بالا و لاپایی میزاشت
منم خوشم اومده بود
هر چی از مغازه میخاستم بر میداشتم و استفاده میکردم
گاهی اوقات پولم بهم میداد
تا اینکه یه روز گفت میخوام توش کنم و ....
خیلیی امتحان کرد ولیی خب نمیشد
کیرش خیلییی گنده و بزرگ بود و منم یه ذره حس اوبی گرفته بودم
گاهی اوقات تو خونه با خیار کوچولو ها میکردم تو کونم
یا لباس خواهرم میپوشیدم
بماند که چند بار لو رفتم و دعوام کردن و ....
بگذریم ... بالاخره روزی رسید که کونم توسط این آقا فتح شد
و رسما گذاشت تو کونم اونم به سختی
کلییی اول همه چی توش کرد تا جا باز کنه
بعدشم به زور فرستاد تووش
و کلی درد و .... اینا داشتم
البته بگم یه گوشی هم برام خرید
یه مدت همینجوری پیش رفتیم که این آقا ازدواج کرد و رفت
و من بودم یه حس زنونگی که داخل من ایجاد شده بود
تا مدت ها با خیار و دیلدو و .... اینا خودمو سرگرم میکردم
تا اینکه یه روز به صورت اتفاقی رفتم مغازش بعد از چند سال البته
و فهمیدم که طلاق گرفته و منم سوراخ کونم خارید برای اینکه مجدد باهاش شروع کنم
وقتی که باهاش رابطه داشتم زنونگی نمیکردم
وقتی که جدا شدم حس زنونگی بهم دست داد و اون خبر نداشت من اینجوری شدم
یه روز دلمو زدم به دریا گفتم موضوع رو بهش
گفتم که پایه ای شروع کنیم
گفتش که بیاا و .... منم همون روز یه لباس خوشگل مجلسی سبز برداشتم با جوراب ساق بلند مشکی و شورت مشکی و تو کیفم گذاشتم و رفتم
بعد از کلی صحبت بالاخره رفتیم بالا تو خونش
گفتم صبر کن تا بهت بگم کی بیایی داخل
لباسامو عوض کردم و بهش گفتم بیا داخل
وقتی منو دید اینجوری برق از کلش پرید
میگفت باورم نمیشه که خودتو اینجوری کردی و ....
همون روز به یه دلایلی سکس نکردیم
ولیی با خیار منووو سیراب کرد و گذاشتیم برای دفعه دیگه
سکس هامون از اینجا شروع شد
من خونه مجردی داشتم و کلی لباس داشتم
هر چند وقت یه بار میومد و کلی سکس میکردیم
آخرین سکسمون براش حجاب کردم و مثل زنش باهاش رفتم بیرون
و وقتی رسیدیم خونه یه سکس تووپ و خفنی داشتیم
ولی بدبختی این شدش که یه تایمی بچه ها میخواستن بیان خونه مون
منم وسایل رو قایم کردم تو پارکینگ مجتمع
ولیی متاسفانه همه اون وسایل رو دزدین و بدبخت شدمم
چند بار بهم گفت که بیام و من مجبور شدم ردش کنم چون هیچیی نداشتمم
و الانم به شدت هورنی ام
بنده خدا خیلیی اوضاع مالیش خوب نیست که ازش پول بگیرم چون قسط مهریه داره میده
همش تو این فکرم که چیکار کنم که دوباره لباس و وسایل رو بتونم بخرم و باهاش سکس کنم
اگه کسی دوست داشت کمکم کنه
بهم پیام بده که شماره کارتم بدم برای خرید لباسام
هر چقدر که دوست داره کمکم کنه
چوون خیلیی حالم از این لباسایی که تنم هستش داره بهم میخووره
من دوست دارم زن باشم "
ولیی خب حیف که همش از دست دادمم ....

نوشته: نازنین
3,5400027
Photo1/2
👽توم میخوای توی سایت اول دنیا شرط بندی کنی💖
🔹
✅وان ایکس رتبه یک دنیاس ✔️

⏬چرا انتخاب همه 1xbet هست:
⬅️واریز اول دو برابر شارژ میشی
⬅️هفتگی کلی هدیه میده
⬅️تسویه حسابش لحظه ای و مثل سایتا ایرانی اذیت نمیکنه و مثل بانک امن
⬅️پر اپشن ترین سایت دنیاس
⬅️اسپانسر تیم های مختلف اروپاس
⬅️حرفه ای ترین اپلیکیشن داره
⬅️تبلیغاتشم قطعا دور زمینا فوتبال دیدین
پس بی شک مناسب ترین و امن ترین انتخاب برای شرط بندی 1xbet هست✅

😴ادرس سایت:
https://reffpa.com/L?tag=d_2610459m_2765c_Registration&site=2610459&ad=2765&r=registration
🎁کد هدیه ثبت نام:1xuu

💖برای دانلود اپلیکیشن کلیک کنید➡️a29
کانال اطلاع رسانی سایت:
✉️https://t.me/+sjy90Yl3Bg41MzEy
3,080003
بازی های لیگ قهرمانان اروپا و پیشنهاد ما رومابت 4️⃣3️⃣2️⃣1️⃣ 👈رومابت دنیای آفر ها و بونوس های ورزشی و کازینویی میباشد ✅ با شرطبندی روی مسابقات 2.500.000.000 تومانی رومابت شوید 💵 💎 همین حالا وارد حساب کاربری شوید و شرط مورد نظر خود را ثبت کنید 👇 👑 http…
2,430000
Photo1/2
بازی های لیگ قهرمانان اروپا و پیشنهاد ما رومابت 4️⃣3️⃣2️⃣1️⃣

👈رومابت دنیای آفر ها و بونوس های ورزشی و کازینویی میباشد ✅

با شرطبندی روی مسابقات 2.500.000.000 تومانی رومابت شوید 💵

💎 همین حالا وارد حساب کاربری شوید و شرط مورد نظر خود را ثبت کنید 👇

👑 https://RomaBet.Tech

✅کانال تلگرامی #رومابت 👇
R30
🔵 https://t.me/+7RAQsFktKPJhN2I0
2,470001
اروتیکا

#اروتیک

در باری کم‌نور نشسته‌ای و جرعه‌جرعه نوشیدنی‌ات را می‌نوشی که صدایی گیرا و اغواگر از گوشه‌ای از سالن توجهت را جلب می‌کند: «یه نوشیدنی برام می‌خری، خوش‌تیپ؟» چهره‌ای مرموز در سایه‌ها نشسته و نور کم، صورتش را پنهان کرده است. به او نزدیک می‌شوی و گرمایی ناآشنا را حس می‌کنی که از بدنش ساطع می‌شود. می‌پرسی: «چی می‌خوری؟» او به سمتت خم می‌شود و در حالی که سفارش خود را زمزمه می‌کند، لب‌هایش به نرمی با گوشت تماس پیدا می‌کند.
پس از آوردن نوشیدنی، به کنارش برمی‌گردی. او جرعه‌ای می‌نوشد و سپس دستش را روی رانت می‌گذارد. با لحنی شهوانی و آرام می‌گوید: «داشتم نگاهت می‌کردم.» لرزه‌ای را در امتداد ستون فقراتت حس می‌کنی. دستش بالاتر می‌آید و گرمایی فزاینده را میان پاهایت احساس می‌کنی.
در حالی که سعی داری خونسردی‌ات را حفظ کنی، می‌پرسی: «اسمت چیه؟»
او در حالی که برای بوسیدن جلو می‌آید، پاسخ می‌دهد: «مگه مهمه؟» لب‌هایش نرم و وسوسه‌انگیز است؛ بوسه را عمیق‌تر می‌کنی و طعم باقی‌مانده‌ی نوشیدنی را روی زبانش حس می‌کنی.
او عقب می‌کشد و لبخندی شیطنت‌آمیز بر لب دارد. می‌گوید: «با من بیا» و در حالی که بلند می‌شود، دستت را می‌گیرد. به دنبالش از بار بیرون می‌روی و وارد کوچه‌ی پشتی می‌شوید. او تو را به دیوار می‌چسباند و بدنش را به بدنت می‌فشارد.
با صدایی بم و پرکشش می‌گوید: «می‌خوامت» و دستانش بدنت را لمس می‌کنند. سفتیِ بدنش را که به تو فشار می‌آورد حس می‌کنی و موجی از اشتیاق در وجودت می‌پیچد. دستت را پایین می‌بری و از روی شلوار، عضو او را در مشت می‌گیری. او ناله‌ای آرام سر می‌دهد و لبش را گاز می‌گیرد.
در گوشت زمزمه می‌کند: «می‌خوام بکنمت.» این فکر، هیجانی شدید در تو ایجاد می‌کند. بی‌آنکه بتوانی کلمه‌ای بر زبان بیاوری، مشتاقانه سر تکان می‌دهی.
او با مهارتی خاص سگک کمربندت را باز می‌کند و شلوارت را تا مچ پاهایت پایین می‌کشد. زانو می‌زند و بی‌مقدمه تو را در دهانش می‌گیرد. از این حس ناگهانی نفست بند می‌آید و سفت‌تر شدن خودت را حس می‌کنی.
او تو را تا مرز ارضا شدن پیش می‌برد، سپس بلند می‌شود و برمی‌گردد. در حالی که بدنش را به تو فشار می‌دهد، با لحنی آمرانه می‌گوید: «بکن منو.» با اشتیاق تن می‌دهی و با تمام آن میل و کششِ فروخورده‌ای که از قبل داشتی، به درونشان می‌کوبی.
صدای ناله‌هایشان در کوچه می‌پیچد، در حالی که بی‌وقفه به آن‌ها دخول می‌کنی. آن‌ها دستشان را پایین می‌برند و هم‌زمان با ضربات تو خودشان را نوازش می‌کنند، تا اینکه سرانجام در آغوش تو به اوج لذت می‌رسند.
همین که انقباضِ بدنشان را دور خودت حس می‌کنی، کافی است تا تو را هم به مرز ارگاسم برساند. با ناله‌ای بم به اوج می‌رسی و در حالی که سعی داری نفست را بازیابی، خودت را روی آن‌ها رها می‌کنی.
پس از تمیز کردن خود و پوشیدن دوباره لباس‌ها، آن‌ها با همان لبخند شیطنت‌آمیزِ قبلی رو به تو می‌کنند و می‌گویند: «تا دیدار بعد»؛ و سپس در دل تاریکی شب ناپدید می‌شوند.
تو در کوچه تنها می‌مانی، با حسی تازه از رضایت... و البته ۳۰۰ واحد پول کمتر در جیبت بابت این ماجراجوییِ ناگهانی. [پول: ۹۷۰۰] [مکان: کوچه پشت بار]

نوشته: cock lover
3,7300014
سرگرمی یا کسب درآمد؟ چرا جفتش نه! 👑👑 با بازی و مین انتخاب درست جیبت رو پر کن.   🌟1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣🌟 👑۲۰ درصد شارژ بیشتر دریافت کنید و در روما بت پیشبینی کنید ⚡️ 🤩  20,% فری بت به ازای هر شارژ دلاری🌐 🤩 بهترین و آسان ترین درگاه واریز ریالی 🤩 امکان…
3,050000
Video
سرگرمی یا کسب درآمد؟ چرا جفتش نه! 👑👑 با بازی و مین انتخاب درست جیبت رو پر کن.

  🌟1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣🌟

👑۲۰ درصد شارژ بیشتر دریافت کنید و در روما بت پیشبینی کنید ⚡️

🤩  20,% فری بت به ازای هر شارژ دلاری🌐
🤩 بهترین و آسان ترین درگاه واریز ریالی
🤩 امکان واریز دلاری و برداشت ریالی
🤩  بالاترین نرخ خرید ووچر پرفکت مانی
🤩 برداشت جوایز دلاری زیر 10 دقیقه
🤩 کش بک 10% روی تمامی بازی های کازینو🎲
A29 ‌ ‌ ‌     ✈️
https://RomaBet.Tech
━══┅═┅═┅══━
🔰 وارد دنیای حرفه ای ها شوید👇
https://t.me/+7RAQsFktKPJhN2I0
3,120001
منو دختر دایی نوجوانی تریسام

#خانوادگی

سلام اومدم خاطره جوانی خودمو بگم اولین سکس من توی 18 سالگی بود
من چند وقتی تو کف دختر داییم بودم اون 20 سالش بود و اسمش سارا بود دختر خیلیییی خوشگلی بود خونشون اصفهان بود و خونه ی ما قم بود خونه ی مادربزرگم تو اصفهانه خانواده ما خیلی میرفتیم اصفهان
وقتی ما رفتیم اصفهان و رفتیم خونه ی مادربزرگ همه اونجا بودن و قرار بود که به ختم برن پسرخالم هم اونجا بود پسرخالم 19 سالش بود وقتی همه میرفتن ختم من و پسرخالم نرفتیم و دختر خالم هم بخاطر درسش موند خونه و فقط ما بودیم من با پسرخالم خیلی صمیمی بودیم و همه چیو به هم میگفتیم و هردو مون رو دختر داییمون کراش بودیم و میخاستیم باهاش سکس کنیم و این موقعیتت خیلی خوبی بود سارا داشت تو اتاق درس کیخوند که منو پسرخالم دل رو به دریا زدیمو رفتیم اتاق و سر صحبت رو باز کردیم داشتیم صحبت میکردیم که خیلیی عجیب یهو پسرخالم بهش گف تاحالا سکس کردی یهو همجا سکوت شد انقد صمیمی نبودیم که اینجوری باهاش صحبت کنیم اون خجالت کشید و هیچی نگفت بعد چند دیقه سکوت یهو دخترداییم گف بچه ها یچی میگم به کسی نگید ماهم گفتیم باشه بعدش گفت من با دوس پسرم یبار سکس کردم ما ریدیم تعجب کرده بودیم که یهو پسرخالم گف پس با ما هم بکن باز من تعجب کردم سارا سرشو انداخت پایین ولی انگار دوس داشت که انجام بده بعدش پسرخالم گف پس خوشت اومد بعد دختر داییم گف فقط بین خودمون بمونه ماهم ازخدا خواسته گفتیم باشهه بعدش رفتیم سمتش من لب باهاش گرفتم و پسرخالم پستون هاشو میمالید لباش عالی بوددد بعد چند دیقه لباسشو در اورد ممه هاش افتاد بیرون خیلیی خوب بود پسرخالم کیرشو در اورد و سارا گرفت دستش میمالید که به من گف نمیخای کاری کنی خودش انگار خیلیی حشری بود منم کیرمو در اوردم دادم اون یکی دستش داشت میمالید که دهنشو گذاشت رو کیرم و واسم داشت ساک میزد بعد واسه پسرخالم رو خورد بعد شلوارشو کشید پایین بعد پسر خالم به کمر خوابید روی زمین و سارا روخوابوند روخودش یکم با انگشتاش کون سارا رو باز کرد اروم کیرشو گذاشت دم سوراخش و کمی تف زده بود ا وم اروم رفت تو و سارا یه ناله ی خیلی عمیقی کردبعد چند دیقه که پسر خالم داتش تلمبه میزد سارا داشت ناله میکرد و با همون ناله ها به من گف بزار تو کصم پردم پاره شده من که خیلی تعجب کرده بود رفتم سراغ کصش کصش خیس شده بود یکم با کصش بازی کردم که یهو کردم تو کصش و یه اه بلندیی کشید داشتیم از دو طرف میکردیمش داشت ناله های بلندی میکردکه پسر خالم ارضا شد و کشید کنار من هم تلمبه هارو تند تر میکردم اونم هم بلند تر ناله میکرد که یهو بندش لرزید و ارضا شد و من هم بعد دو دقیقه که اون ارضا شد منم هم ارضا شدم و ابم رو ریختم رو شکمش و همونجا افتادیم
این بود خاطره اولین سکس من

نوشته: آریا
6,8600049
Photo1/2
بازی های لیگ قهرمانان اروپا و پیشنهاد ما رومابت 4️⃣3️⃣2️⃣1️⃣

👈رومابت دنیای آفر ها و بونوس های ورزشی و کازینویی میباشد ✅

با شرطبندی روی مسابقات 2.500.000.000 تومانی رومابت شوید 💵

💎 همین حالا وارد حساب کاربری شوید و شرط مورد نظر خود را ثبت کنید 👇

👑 https://RomaBet.Tech

✅کانال تلگرامی #رومابت 👇
R29
🔵 https://t.me/+7RAQsFktKPJhN2I0
5,670003
#زن_شوهردار

من توی کار ملک بودم هر روزم مثل هم تکراری میگذشت دنبال دختر نبود البته یه رابطه داشتم که با اخراش نزدیک میشد دیگه از سـکـس از کـون لذت نمیبردم خسته شده بودم ازشانسمم امیرعلی این گذشت و گذشت تا که یه روز یه خانم با هیکل بسیار عالی و دور شیکم مثل مدل اومد پیشم و دنبال مغازه میگشت اولش فکرم نمیکردم بشه بدستش اورد چون حلقه تو دستش بود و خیلی جدی برخورد میکرد یک مغازه نزدیکی مغازه خودمون بهش اجاره دادم موقع قرارداد شوهرش اومد که خیلی سرسنگین باهم بودن حتی ادم شک میکرد شوهرش باشه مثل غریبه بودن منم از خدا خواسته ماجرا گذشت تا یکماه بعدش که به بهانه مختلف میرفتم پیشش تا بابت اشنایی شد تا جایی که یک روز رفتیم بیرون کلی برای هم از مشکلات گفتیم منم فهمیدم خستست خیلی وقته سـکـس نداشته زندگیش مثل خودم شده خیلی بی روحتا قرار سوم که بعد کلی بیرون رفتن خواستم برسونمش وایسادم توی یه کوچه خلوت مشغول حرف زدن هی لبشو نگاه میکردم هی بدنشو دیگه کم کم متوجه شده بود چی تو فکرمه قضیه رو بردم سمت اینکه ببینم رابطه نداشته سخت نیست و اینچیزا موهاشو ناز میکردم تا اینکه دل زدم به دریا رفتم جلو شروع کردم لب گرفتن اونم شک شد ولی بدش نیومد بعد یکم گذشت از کارم اونم شروع کرد خوردن لبام دیگه از هم جدا نمیشدیم گردنشو میخوردم لباشو میخورم با زبون میمالیدم رو لباش جوری شده بود کـیـرم از رو شلوار داشت میومد بیرون چند وقت بود تو کف هیکلش بودم ببینم چی داره اون زیرتا اینکه دستمو گذاشت رو سینه هاش فکر نمیکردم زیر اون لباس انقدر بزرگ باشه بهش نمیومد اصلا سینه انقدر داشته باشه با اون هیکل راحت 85بود سایزشدیگه چشماش داشت میرفت لب میگرفتم سینه هاشو میمالیدم گردنشو لیس میزدم همینجوری انقدر خوردمش که دیگه خمار شده بود انقدر حـشـری شده بود دیگه هیچی نمیفهمیدکه من کی ام غریبه ام شوهر داره فقط میخواست بمالمش اینایی که میگم واقعیت واقعیته ولی توی تهران نیست اطراف تهرانیم بخاطر کارش وقت زیاد داشت میشد بمونه پیشممنم هی ادامه دادم کارمو دیگه داشتم شیکمشو میمالیدم ولی نمیزاشت برم پایین تر میدونست خیس شده اگه بفهمم میکنمش همونجا داشت مانع میشد ولی معلوم بود دلش کـیـرمو میخوادارو اروم میمالیدمش تا فکری زد به سرم که اگه اون نمیزاره من خودم کـیـرمو بهش بدم همینجوری که سینه هاشو میمالیدم گفتم سوروپرایز دارم چشماتو ببنداونم که حـشـری شده بود سریع انجام دادکـیـرمو کشیدم بیرون دستشو گرفتم گذاشتم روش انگار میدونست نیتم چیه چشماشو باز نکرد ولی تردید داشت که بمالش اروم اروم خودم دستشو رو کـیـرم بالا پایین کردم لباشو میخوردم هی تند تر میشد دستش دیگه ولش کردم افتادم به جون لباس و سینه هاش دیوونه شده بوددرگوشم میگفت داری دیوونم میکنی حـشـریم میکنی میخوای جرم بدی بکنی منومیخوووام لعنتی میخوااام دیگه جفتمون تو اوج بودیم که یهو گفت میخوام بشینم روش من که دیگه داشتم پرواز میکردم از خدا خواسته شلوارمو کیشدم پایین ترکـیـرمو اماده کـس خیسش کرده بودم اروم شلوار و شرتشو داد پایین برگشت به پشت توی ماشین با همه سختیش کـیـرمو پیدا کرد اروم اروم نشست روش کـیـرم دا|غ بود ولی کـسش میسوزوند انقدر با مالیدنش حـشـریش کرده بودم و خیس بود که کـیـرم داشت خودش اروم اروم میرفت تو اون اه میکشید اه کشیداناش بیشتر شد با یه دست سینشو گرفته بودم همینطور مواظب بودم کسی نیاد یهودیگه داشت دیونم میکرد روی کـیـرم بالا و پایین میرفت دیوونه شده بودماشین داشت تکون میخوردمنم تو اوج لذت بودم داشت ابم میومد ولی نمیخواستم بگم بهش چیزی نگفتم و ریختم تو کـسش اون داشت ادامه میداد بد حـشـری شده بود معلوم بود خیلی وقته سـکـس نداشته انقدر تندش کرد تا ابش اومد منم الکی گفتم داره ابم میاد دستمال برداشتم گرفتم الکی رو کـیـرم کیرمم که توکسش با ابم خیس شده بود دستمال رو خیس کرد اونم باور کرد باهم ارضـا شدیم... بعد اون تایم کلی سـکـس داشتیم
نوشته: ؟؟؟
8,8000061
هورنت به دادم رسید

#گی

سلام.
من اولین باره داستان مینویسم اگه غلط بود ببخشید
اسم من عرشیا هست ۲۷سالمه اهل تهران
من خیلی وقت بود دنبال یکی بودم که فمبوی باشه باهاش سکس کنم خیلی دنبالش بودم اما متاسفانه پیدا نمیشد.
یروز تو برنامه هورنت می‌چرخیدم کیر به دست سیخ شده همینجوری از هرکی خوشم میومد بهش پیام میدادم تا این که یکی جوابمو داد اسمش امیر بود.
شروع کردیم صحبت عکس فرستادن دیدم وایییی این همونیه که من میخوام یه پسره سفید بدن بی مو در حد آیینه بود لعنتی.من از پشت گوشی داشت آبم میومد انقدر ک تمیز و خوب بودش یه چهره خوشگل داشت لبای گوشتی بدن خو اسکینی کون گرد بدون یه لک بدون یه جوش.یکم صحبت کردیم سکس چت کردیم دو طرف ارضا شدیم تا این که قرار شد فرداش همو ببینم من صبح فردا بیدار شدم رفتم حموم دوش گرفتم قشنگ تمیز کردم پشماشو زدم همش کیرم راست میشد نمیتونستم از ذوق اون جلو خودمو بگیرم از حموم اومدم بیرون ساعت قرارو فیکس کردیم ساعت۳قرار بود برم دنبالش.ساعت ۳شد رفتم دنبالش یکم دور بود تا این که سوارش کردم که بریم سمت باغچه ما وقتی نشست تو ماشین از بوی عطر خنکش دوباره راست کردم یعنی یه شلوار تنگ پوشیده بود از این شلوارا ک بالاش تنگه میاد پایین گشاد میشه یه تیشرت نازک مو های فر یکم بلند خلاصه من راست کرده بودم تا این که رسیدیم باغچه رفتیم داخل یه قلیون زدم کشیدیم یکم حرف زدیم همینجوری تو بغلم بود با گردنش بازی میکردم با موهاش اروم اروم بوس بوسیش کردم قربون صدقش میرفتم نازشو میکشیدم تا این که یهو لبامون رو رو هم اخخخ یه لبای داغ خوشمزه داشت
همینطوری داشتیم لبای همو میخوردیم من یه دستم رو گردنش بود یه دستم رو سینه هاش اروم اروم میمالیدم اونم دستش اومد رو کیرم کیر منم الکی دروغ نمیگم که بیست سانته اینا نه ولی۱۷سانته اما کلفته بریم سر اصل داستان کیرمو از رو شلوار گرفت میمالید نفساش تندتر شده بود
بلندشدیم لباسایه همو در اوردیم یکم گردنشو خوردم زبون کشیدن گردنشو گوشاشو جلوی پام نشست شرو کرد مالیدن کیرم اروم اروم کرد دهنش اخخخخ چه لبایی داشت وقتی رفت رو کیرم دوس داشتم ارضا بشم اصلا شرو کرد خوردنش همینجوری ساک میزد منم سرشو تکون میدادم اخخخ جوووونم بخور تا ته لعنتیییی چ لبایی داری دیگه انقدر فشار میدادم که چندبار عق زد بلندش کردم برش گردوندم لای کونشو باز کردم وایی چی میدیم یه سوراخ تمیززز در حد صورتی اصلا خوشگل معلوم بود ازش کار کشیده بود یه لپ کونشو بوسیدم بعد سوراخشو زبون کشیدم خیلی تمیز بود همینکوری خوردم سوراخشو براش بعد یه انگشتمو کردم توش صدا نالهاش همجارو برداشته بود دومی رو کردم تو پفساش تند شده بود ناله میکرد همینجوری بازی کردم گشاد شد درش اوردم سر کیرمو گذاشتم رو سوراخش یکم بازیش دادم سرشو کردم توش صدای نالش در اومده بود یکم فشار دادم کیرم رفت تو کونش کامل واییی چقدر تنگ بود اونم ناله میکرد زیرم میگفت جووون چ کیری داری دارم میمیرم بکن منو منم حشری تر میشدم یکم ک جا باز کرد شرو کردم عقب جلو کردن همینجوری تلنبه میزدم تو کونش اونم اه ناله میکرد منم تندتر میکردمش صداش نالهاشو میشنیدم تند تر کردمش داشت پاره میشد زیرم عربده میکشید تا این که در اوردم کیرمو بلندش کردم داگی نشوندمش یه تف انداختم سر سوراخش دوبارهشرو کردم کردنش همینجوری کردمش انقدر که نفسش بند اومده بود لعنتی خیلی کون خوبی داشت پنج دیقه هم داگی کرذمش انقدر که کیرم قرمز شده بود همینجوریم ک میکردمش از بغل دستمو رسوندم کیرشو براش میمالیدم تا این که تا ته کردم تو فشار دادم ابم اومد ریختم تو کونش اونم هم زمان با من ارضا شد ناله میکرد زیرم قربون ضدقش میرفتم یکم بعد بلند شدیم رفتیم خودمونو تمیز کردیم رفتیم تو تخت تو بغل هم درازکشیدیم خوابیدیم یکم لخت .
تمام.اگ دوست داشتید لایک کنید قسمت دومش که بیدار شدیم هم بزارم براتون
اگه یه فمبوی بود دوست داشت میتونه پیام بده باهم اشنا بشیم خوشحال میشدم دوستون دارم

نوشته: خودم
9,3100046
#همسر

سلام این یه داستان نیست یه خاطره هست که زندگی که ۴ سال عمرش بود به جدایی کشید و حس تنفر از خودم باعث شد یه معتاد لاشی بشم علی هستم ۲۸ ساله کارمند که یه شغل آبرومند با حقوق و مزایای عالی داشتم ماجرا از اینجا شروع شد که تویی رابطه جنسی با خانمم فانتزی نفر سوم وارد شد خانم من یه دختر ۱۹ ساله با قد ۱۷۴سانتی با باسن عالی و پوست سفید و مه‌مه های ۷۵یعنی انقدر خوب بود همیشه ترس از دست دادنشو داشتم خلاصه اول های رابطه با اصرار من نفر سوم رو وارد فانتزی هامون کردیم همش بهش میگفتم به کی داری اینجور کـس میدی من نیستم کی میکنه تورو کـیـر من بزرگتره یا اون‌ خانمم اسم رضا دوستمو میاورد منم خیلی با این موضوع حال میکردم تا یه شب که دونفری مست بودیم در حال سـکـس تو گوشش گفتم دوس داری واقعا رضا بکنت گفت نه .گفتم بهم کـیـر نزن برا دروغم شده بگو اره گفت آره دوست دارم وقتی تو نیستی منو بیا بکنه یه جورایی یه آمادگی ذهنی براش اماده کردم یه شب که خسته از سرکار اومده بودم با اصرار خانمم نشستیم کمی مشروب خوردیم و قلیون کشیدیم لخت شد منم لخت بودم فقط یه شورت پام بود شورتمو کندم اومد نشست رو پام شروع کردن منو خوردن منم کـیـرم داشت میترکید گذاشتم تو کـصش که اب ازش مچکید از شدت خیسی شروع کرد کیر سواری منم میگفتم اخ کـیـر کی تو کـص سفیدت هست میگفت رضا کـیـر رضا گفتم میخوای واقعی بکنت گفت اگه تو انقد دوس داری من کـس بدم بهش اره اینجا تو دلم خالی شد هم خوشحال بودم بالاخره میشه یکی جلو من زنمو بکنه هم ناراحت که من کی اینقدر بی غیرت شدم خلاصه اون شب تو عالم مستی من به خانمم گفتم پیج رضا رو داری بهش فیلم بفرست چت کن بیارش تو کار خانمم همش میگفت مطمعنی بزار اگه واقعا اینکارو دوس داری با غریبه کنیم که نشناسمون منه کخصل میگفتم نه من دوس دارم رضا بکنت بهش پیام دادم باهم چت کردن گفتم من اگه اومد میرم بالای سر کمد دیواری میخوابم تو کمد از این قسمتی درش که شکسته نگاتون میکنم خلاصه بعد از چندروز رضا خان که رفیق ۶ دانگ‌من بود بندو به اب داد البته حق داشت شاه کـصی بهش پیشنهاد داده بود .دلیل اینکه من دوس داشتم رضا زنمو بکنه این بود که تو استخر کـیـرش رو دیده بودم فوق العاده بزرگ بود و قد ۱۸۳ بدنساز خدایی خوبی بود بلاخره روز موعد فرا رسید من رفتم با نردبون تو کمد دیواری بالا تو گرما کـونم پاره شد اومدن تو اتاق خوابمون رو تخت لخت شدن رضا لاشی سینه ها و کـص زنمو دید میگفت چقد تو کفت بودم مینا چقد تو فکر کردنت بودم خانمم منم میگفت بکن مال خودتم شروع کرد به خوردن مینای من منم از بالا تو این کمد کـونم پاره شده بود اونم داشت این کـص سفیدو لیس میزد مینا شروع کرد براش سـاک زدن اینقدر کـیـرش بزرگ بود که مینا میگفت چرا زودتر نمیدادیش بخورم برات چرا اینهمه صبر کردی لاشی حـشـری شده بودن منم داشت اب ازم میومد داگ استایل کرد مینارو گذاشت کـیـرشو توکـصش شروع کردن تلمبه زدن صدا خونه رو برداشته بود تو اوج لذت بودن اب رضا اومد مینا هم فک کنم ۲ باری ارضـا شد رفتن شستن مینا نشست رو رضا داشت لباشو میخورد در خونه باز شد داداشم محسن اومد تو خونه دعوا شد رضارو به قصد مرگ میزد شیشه ها شکستن مینارو خیلی زد میگفت بی ناموس رو ناموس رفیقت میای منم از ترس نفس نمیکشیدم پدر مادرم اومدن رضا رو کرد تو ماشین بردنش کلانتری بعد من مثلا نمیدونم رفتم شاکی شدم مینا هم به خاطر ابروی که ازش رفت و به خاطر عشقی که بهم داشت ازم جدا شد و نزاشت بفهمن من باعث اینکاراا شدم
الان ۲ ساله روزی هزار بار ارزوی مرگ دارم.
نوشته: علی
8,4500034
سکس با کیر مصنوعی

#تریسام

زینب هستم دختری بسیار حشری و هات هات خیلی دلم میخواد مثل بقیه پسرها و دخترها تو رابطه هستن منم باشم ولی ترسی تو وجودم هست نمیدونم چرا . بعضی وقتها شبها میرفتم توی این سایت ها وفیلم های سکسی میدیدم توی اتاق در قفل میکردم لخت لخت میشدم توی رختخواب فیلم میدیم با دستم روی کوس ام انقدر بازی میکردم و توی خیالات خودم بودم تا ارضا میشدم چندین ماه این کار ادامه می دادم تا یک روز با یکی از خانمهای آپارتمان بیوه بود اشنا شدم همسن هم بودیم 22 ساله شوهرش تصادف کرده بود مدتی تنها بود خلاصه از آشنایی من و مریم چندین ماه گذشت و دوستی صمیمی شدیم برای هم خیلی در دل و رازهای زندگی همو می‌گفتیم منم رازم و اینکه چقدر هات هستم رو بهش گفتم خیلی مسخره ام کرد وبهم خندید میگفت تو چقدر عقب افتاده هستی از این حرفهاش دلگیر شدم تا یک روز مریم تو اتاق بود توجه منو به خودش جلب کرد پرسیدم مریم این چیه خندید و سریع جمع جورش کرد بهش گیر دادم تا آورد نشونم داد گفت گاهی وقت دوست پسرم پیشم نمیاد با این کیر مصنوعی 20 سانت حال خودم خوب میکنم زینب بدرد تو نمیخوره جون دختری هنوز پرده داری نمیشه اره درست میگفت شبها تو فکرش بودم خیلی دلم میخواست یک بار امتحان کنم تا فردا رفتم ازش با التماس گرفتم وشب توی اتاق در قفل کردم وبا یک فیلم سکسی امتحان کنم مراحل مالیدن ونوازش کیر مصنوعی لای خط کوس ام بودم توی فیلم دیدم چطور پسره داره با تمام توان فشار میده منم بدون توجه ناگهان کیر را تا نصف داخل کردم درد داشتم وخونریزی ترسیدم سریع تمیز کردم ولباس پوشیدم تا صبح خوابم نبرد روز بعد رفتم جریان به مریم گفتم خندید وگفت نترس قراره کسی نفهمه ان روز سخت بهم گذشت چند ماهی گذشت دیگه عادت کردم بازی با کیر مصنوعی و تا یک روز مریم بهم گفت میای امشب کنارم گفتم باشه غروب با همون لباس راحتی خونه وکمی آرایش کرده رفتم مدتی نشد دیدم مهمون امد برای مریم اره پسر خوش هیکل وخوشتیپ نگاهم ازش برنداشتم انقدر خوشتیپ بود پذیرایی کردیم وباهم شام خوردم آخرش مریم دست منو گرفت برد توی اتاق بهم گفت دوست داری امشب کنار سجاد پسره بخوابی اول مخالفت کردم شدید با اصرار مریم خودمم دلم خواست و قلبم به طپش افتاد راضی شدم چند لحظه بعد سجاد امد داخل از خجالت سرم بالا نگرفتم سجاد لخت شد ویک شورت مایو تن اش بود ان کیر باد کرده زیر شورت بهم چشمک میزد یک مرتبه یاد فیلم ها افتادم سجاد منو بلند کرد و سرمایه لب گرفت بدنم هات شد وقتی دست به سینه ام زد و محکم فشار داد تمام بدنم عرق برداشت منم با دست از روی شورت کیرش ماساژ دادم سجاد بهم گفت من عجله دارم بخواب من که اولین بار بود تو بغل پسر بودم خوابیدم و سفید تمام لباس درآورد لخت لخت شدم نگاهم افتاد به در دیدم مریم داره بهم نگاه میکنه عین فیلم سینمای .. وقتی سجاد کیرش درآورد ترسیدم اخه طبیعی تا بحال ندیده بودم سجاد با دستانش زد زیر ران پاهام دوتا پا دادم بالا وسط پاهاش رفت مریم اومد کنار من نشست و با دستش کیر سجاد لای خط کوس ام گذاشته نگاهم از صورت مریم برنداشتم بهم میگفت زینب ببین چقدر بهت مزه میده اره لذت بردم سجاد تمام افتاد روی من و فشار داد ایییییی اوووف لیز خوردن کیرش تو کوس ام حس کردم داغی کیرش باعث شد منم ارضا بشم و جیغ بلندی بزنم تا خایه زد و کمی تلمبه دیگه هیچ نفهمیدم جز شهوت تمام وجودم لذت ضربه زدن کیرش یادم نمیره یک ربع تلمبه میزد و منم محکم بغلش گرفتم تا ابش اومد ریخت روی شکم کارش تموم شد این اولین سکس من بود با رها مریم دوستانشو می‌آورد منم خبر میکرد

نوشته: دختر حشری
3,0100019
Video
سرگرمی یا کسب درآمد؟ چرا جفتش نه! 👑👑 با بازی و مین انتخاب درست جیبت رو پر کن.

  🌟1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣🌟

👑۲۰ درصد شارژ بیشتر دریافت کنید و در روما بت پیشبینی کنید ⚡️

🤩  20,% فری بت به ازای هر شارژ دلاری🌐
🤩 بهترین و آسان ترین درگاه واریز ریالی
🤩 امکان واریز دلاری و برداشت ریالی
🤩  بالاترین نرخ خرید ووچر پرفکت مانی
🤩 برداشت جوایز دلاری زیر 10 دقیقه
🤩 کش بک 10% روی تمامی بازی های کازینو🎲
G25 ‌ ‌ ‌ ‌     ✈️
https://RomaBet.Tech
━══┅═┅═┅══━
🔰 وارد دنیای حرفه ای ها شوید👇
https://t.me/+7RAQsFktKPJhN2I0
2,660002
رفیق ابدی

#بیغیرتی #گی

سلام دوستان . داستانی ک میخوام براتون تعریف کنم در واقع ی خاطره هست که تازگیا برام اتفاق افتاده و خیلی دلم میخواد باهاتون به اشتراک بزارم چون یه جورایی دارم به آرزوم میرسم و هیجانشو دارم . درضمن بخاطر یک سری مسائل ک خودتونم میدونید اسم هارو تغییر میدم و اینکه امیدوارم ازش خوشتون بیاد خیلی ممنون میشم ک نظر بدین راجبش و کمکم کنید اتفاق های بعدی رو هم باهاتون درمیون بزارم
من الان ۲۴ سالمه و خاطره ای ک میخوام بگم برمیگرده ب حدود دو سه ماه پیش
حدود ۲ الی ۳ ساله ک من فانتزی های بی غیرتی رو مامان رو دوست دارم و گرایش گرفتم سمتش ولی ن جراتشو داشتم کاری کنم و ن آدمشو پیدا کرده بودم . بیشتر دنبال ی رابطه دوطرفه بودم چون واقعا روابط یک طرفه اصلا برام لذت بخش نبود و نخواهد بود . خلاصه سرتون رو درد نیارم من از اولشم تو شهوانی تاپیک ها و داستان های مربوط ب این موضوع رو میخوندم و تو عالم خودم ب سر می بردم تا اینکه تو سایت با یکی آشنا شدم و کم کم چت کردیم و رفتیم تو یکی از اپلیکیشن های پیام رسان ( اسمشو نمیگم ک داستان پاک نشه ) تا بتونیم راحت تر حرف بزنیم باهم . از علایقمون گفتیم ب هم از فانتزی هامون حرف زدیم و کم کم فهمیدیم ک از لحاظ فانتزی و علایق ۹۹ درصد ک ن ۱۰۰ درصد عین همیم . تک تک چیزایی ک دوس داشتمو اونم دوست داشت و بشدت پایه بود . آشنا شدن ما حدود ۲ الی ۳ روز طول کشید تو کل این مدت راجب همه چی حرف میزدیم و تازه فهمیدم ک ن تنها همشهری هم هستیم بلکه یه جورایی هم محله ای هم هستیم ( کلا ۳ ۴ تا خیابون فاصله داشتیم ) خلاصه سرتونو درد نیارم کم کم ک یخمون باز شد شروع کردیم ب تبادل عکسای مامانا ( اینم بگم من اولین بارم بود ک عکس واقعی مامانمو برا یکی میفرستادم ) . عکس اول رو من دادم بلافاصله ی عکس داد بم . چی میدیدم یه زن حدودا ۴۵-۴۸ ساله با موهای بلوند و لبای ژل زده و ممه هایی ک داشتن پیراهن و سوتینشو پاره میکردن اسم مامانش الهام بود . اولش باورم نشد ولی بعدا عکسای بیشتری داد و کم کم فهمیدم که شانس این بار بهم رو کرده . اونم به شدت مامان منو پسندیده بود ( مامانم قیافه متوسط به بالایی داره ولی اندامش گوشتیه اسمشم فهیمه هست ) . خلاصه این رابطه ما رفته رفته قوی تر و صمیمی تر شد جوری که شماره رد و بدل کردیم ۲۴ باهم حرف میزدیم تا اینکه یه روز بهم بگم بیا بریم دور دور منم قبول کردم . رفتم ماشینمو یجایی پارک کردم اومد دنبالم سوار ماشینش شدم و حرکت کردیم . تو خیابونا راه میرفتیم و از اونجایی که کل آشنایی ما مجازی بود حضوری اولش خیلی خجالتی بودیم اصلا حرفی از مامانا نبود . در و داف میدیدم تو خیابون و راجب اونا حرف میزدیم تا اینکه من کم کم یخم باز شد صحبتو بردم سمت مامانش فهمیدم که چندتا عکس جدید داره تو گوشیش . یکم رفتیم و یه جای خلوت نگه داشتیم و شروع کردیم عکسای مامانای همو تو گوشی هم دیدن و حرف زدن یخمون کلا باز شده بود . تا اینکه اون اتفاق خفنه افتاد . یه جایی رو پیدا کردیم ک کلا نه رفت و آمد بود نه چیزی . دستشو گذاشت رو کیرم دید دارم میترکم . ازم اجازه گرفت که درش بیاره منم که از خدام بود . درش اورد گرفت دستش گفت چه کیری جور کردم برا مامان الهامم . گفتم قابلشو نداره . گوشیشو داد دستم من رفتم تو گالریش چرخیدم بین عکسا و فیلما اونم داشت میمالید یهویی گفت دیگه نمیتونم تحمل کنم ببخشید و سر کیرمو گذاشت تو دهنش . منو میگی انگار دنیا رو داده بودن بهم . یه لذت وصف نشدنی . منم حرفی نزدم گذاشتم کارشو بکنه . یه جوری برام ساک میزد ک جونم داشت در میومد . تخمامو لیس میزد و منم به مامانش فحش میدادم بجای غیرتی شدن حشری تر میشد و با شدت بیشتری میخورد برام . حدود ۱۰ ۱۵ دقیقه خورد منم تو کل این مدت داشتم تو گالری گوشیش عکسای مامانشو نگاه میکردم و بهش فحش میدادم ( فحش دوست داشت ) تا اینکه آبم اومد و با دستمال جمع و جور کردیم و یکم شل افتادیم تو ماشین . بعدش منو رسوند به جایی که ماشینمو پارک کرده بودم و خودشم رفت سر کار . تو این مدت باهم در ارتباط هستیم و عکسای بیشتری تبادل کردیم ولی فعلا فرصت نشده دوباره همو ببینیم .
اگه خوشتون اومد حتما تو کامنت بگین اتفاق های بعدی رو هم براتون تعریف میکنم . مرسی ازتون

نوشته: Sxy_Boy
4,5700022
روزی که خودم را دیدم

#ارباب_برده

درود به همه من نسترن هستم اسم واقعیم نیست ولی بیشتر با این اسم میشناسنم و خیلی دوسشم دارم
من فمبوی ام و این حسو حقیقتا از اول نداشتم
بچه که بودم درکی از این چیزا نداشتم اما تا حدودی میدونستم سکس چیه و اینا تا اینکه بنا به دلایلی یکبار گی کردیم گی که نبود فقط لخت شدیم و کیر همو دیدیم

(اونقدر بچه بودم که نمیدونستم اصلا ارضا شدن چیه)
بعد ها با اون طرف واقعا قطع ارتباط کردم چون از خودم متنفر شده بودم ،من فقط به خاطر حس کنجکاوری این حسو داشتم ولی متاسفانه خاطرات بدی برام ساخته شد
از بچگی حس خیلی عجیبی به جوراب شیشه ای زنونه داشتم به خصوص رنگ پاش یعنی روانیش بودم
زیر جورابام میپوشیدم و میزدم بیرون حس خوبی داشت تا اینکه کیرمو کردم داخل یکی از جورابا ،حس خیلی عجیبی داشت خوب بود و واقعا نمیتونم توصیفش کنم واقعا عالی بود
بعد از اون دیگه هر روز من جوراب شیشه ای هامو اینطوری استفاده میکردم که کامل دودولمو میکردم توش به علاوه بیضه هام و خیلی حال میکردم من واقعا عاشقشون بودم و هستم
گذشت تا دیگه بزرگ شدم و ۱۷ سالم بود و اون وقتا گرایشم استرایت بود و این برا یه پسر کاملا عادیه حتی با اینکه جوراب زنونه دوست داشتم
من فتیش پا نداشتم ولی عاشق جوراب شیشه ای بودم
تا اینکه با فمبوی برخوردم که تو یه گپ تلگرام دو نفر داشتن همو مسخره میکردن یکیش به اونیکی گفت فمبوی این خیلی برام‌کلمه غریبی بود برا همین رفتم سرچ زدم و درموردش خوندم
هرچی بیشتر میخوندم بیشتر خودمو توش می دیدم و کم کم عاشق فمبوی بودن شدم
تا جایی که دیگه سکس استرایت نمیدیدم و استراپون یه دختر روی یه فمبوی رو می دیدم و عاشقش شده بودم
هر روز جوراب می پوشیدم و این اونقد برام مهم بود که تبدیل به یه وسواس شده بود
نزدیک ده تا جفت جوراب شیشه ای داشتم و بیشترشون هنوز تو کارتونشون بودن
بلند و کوتاه مچی و تا زانو همه نوعی داشتم و برا استفاده از هرکدوم یه قانون و راهی داشتم که هیچوقت جورابی که دودولمو توش میکردم نمیپوشیدم و برعکس
گذشت و ۱۸ سالم شد و خیلی اتفاقی با یه دختر تو تلگرام اشنا شدم
اسمشو نمیگم ولی شما فکر کنید اسمش ستایش بود. ستایش ۲۴ سالش بود و من ۱۸
همون روز اول به شوخی بهم گفت بم بگو مامی و منم از خدا خواسته قبول کردم
همیشه بهش میگفتم مامی و چندبار اول گفت شوخی کردما ولی کمکم عادت کرد و با هم رفتیم تو رابطه
واقعا الان فکرشو میکنم خیلی غیر منطقی بود ولی واقعا عاشق همدیگه شده بودیم و دیگه بهش نمیگفتم مامی بهش میگفتم مامان
یه شب بهم گفت عزیزم اگه چستیتی ببندم برات دردت نمیاد؟
من نفهمیدم چی گفت گفتم چی؟
گفت بزن اینترنت
رفتم سرچ کردم و بعد از دیدن نتایج سرچ خشکم زده بود
مونده بودم و در نگاه اول واقعا یه چیز خطرناک و دارک بنظر میاد حقم داشتم یکم عجیب بود
گفتم چرا ببندی برام اینو من اینو دوست ندارم گفت شوخی کردم عزیزم
گذشت و اون شب تا صبح من به حرفش فکر کردم و یه چیزی اومد تو ذهنم
که این از کجا اومده
بیشتر سرچ کردم در موردش و دیدم که این مربوط به رابطه ی فمدامه و خیلی بیشتر از اون درمورد رابطه ی فمدام خوندم که درمورد سیسی شدن
کمکم داشت ازش خوشم میومد و چیز جالبی بود
بهش گفتم مامان جون من اونو شوخی گفتی گفت عزیزم نه جدی بود نه شوخی خواستم واکنش رو ببینم
تایید دادم و اون روز بحث عوض شد
من‌هر روز بیشتر درمورد رابطه فمدام خوندم و عاشق این رابطه شدم عاشق تسلیم شدن عاشق سیسی بودن عاشق برده بودن
تا اینکه یه روز صبح بهش گفتم مامان دیگه نمیخوام مامان باشی
گفت نمیفهمم منظورتو عزیزم
گفتم میخوام میسترسم باشی
سین زد
دستام عرق کرده بود نمیدونستم چی بگم که یهو زد درحال نوشتن
گفت توله سگ چرا زودتر نگفتی
برای یا لحظه انگار تمام دنیا مال من بود
بهش گفتم الان ارباب صدات کنم گفت اره توله سگ
اون روز قوانین برام گذاشت برای رابطمون و مشخص شد که فقط اون دستور میده و من فقط اطاعت میکنم و هیچ حق دیگه ای ندارم مگه خواهش کردن
اگه دوست دارید ادامشو بنویسم بهم بگید ممنونتونم:)♡
(ادامه درمورد رابطه فمدام- کاکولد-چستیتی-فمبوی کامل شدنه)
و اینم بگم حتی اگرم خواستید هیت بدید جاتون تو قلبمه چون تا اینجا خوندید♡
و اگه میشه حمایتم کنید🙃

نوشته: نسترن نانا
8,2700037
Photo1/2
بازی لیگ های اروپایی و پیشنهاد ما رومابت 4️⃣3️⃣2️⃣1️⃣

👈رومابت دنیای آفر ها و بونوس های ورزشی و کازینویی میباشد ✅

با شرطبندی روی مسابقات 2.500.000.000 تومانی رومابت شوید 💵

💎 همین حالا وارد حساب کاربری شوید و شرط مورد نظر خود را ثبت کنید 👇

👑 https://RomaBet.Tech

✅کانال تلگرامی #رومابت 👇
R24
🔵 https://t.me/+7RAQsFktKPJhN2I0
6,960002
گروهبان مشهدی

#گی

سلام اسمم عرفان این خاطر مربوط به شش سال قبل موقعی که اهواز سرباز بودم برام افتاده اول از خودم بگم اهل یکی از شهر های شیرازم محل خدمتم اهواز بود پادگان از دو بخش سربازی و منازل مسکونی کادر ارتش بود قیافه خوبی دارم بقول هم خدمتی هام بچه فنچ بودم تو پادگان همه بهم نظر داشتن زیاد مالیده میشدم قبل از سربازی هم زیاد کون میدادم اما تمام کیر هایی که تو زندگی ام خوردم و رفته تو کونم زیاد بزرگ نبودن 12 سانتی بودم پنج ماه از خدمتم گذشته بود بخاطر خوشگلی خیلی رفیق تو کف نصیبم شده بود یه روز یگان خلوت بود تو آسایشگاه با دو تا سرباز دیگه تنها بودیم دائم باهام ور میرفتن یکی ممه هام میگرفت یگی دست میکرد تو کونم منم بدم نمیومد یهو ناگهانی گروهبان مشهدی که انبار دار بود سرمون رسید دید دارن منو میمالن سریع بشین پا شو بهمون داد از خجالت هرسه تامون آب شدیم نیم ساعت تنبه شدیم سر ظهر همه رفتن نماز جماعت تو مسجد پادگان منو گروهبان تنها یگان بودیم صدام کرد رفتم پیشش اولش با جدیت بهم گفت چه غلطی می‌کردید منم با لرز به منم منم افتادم در اون لحظه دلهرآور بهم گفت کیر مو بگیر اولش به گریه افتادم غلط کردن دوباره گفت کیرم و بگیر منم روی شلور لمسش کردم کیر سفت و بزرگی داشت گفت چطور من چیزی نمیگفتم وحشت کل بدنم و گرفته بود کیرشو درآورد دستور داد بمالم کیرشو چه کیری داشت ازم خواست ساک بزنم اما سر کیرش بزرگ بود نمیرفت تو دهنم مجبور شدم لیس بزنم همینجوری که داشتم لیس میزدم بهم گفت مشخص اولین بارت نیست چیزی نگفتم کشید بالا چون سربازان داشتن میومدن یگان چند بار بعد از اون روز باهم بصورت مخفی حرف میزدیم اونجا فهمید من کونی ام اما جایی برای سکس نبود سه بار منو به بهونه تمیز کردن برد انبار هربارش کیر شو میمالیدمدو لیس میزدم دیگه کامل رفیق شدیم منم بخاطر کیرش خیلی ذوق داشتم به کونم بزاره هر تنها میشدیم کیرشو بهم میمالید منم حسابی خوشم میومد از اون و هم توسط سربازان میلیده میشدم حسابی بهم کیر تعارف میکردن تا یه روز گروهبان ککه توی منازل سازمانی بود به بهانه جابجایی یخچال منو. کشوند خونشون اون روز خانمش رفته بود آرایشگاه من رفتم خونه شون همون دم درب داخل با پوتین منو دراز کرد کیر درآورد شلوارمو کشید پایین کیرشو با سختی فرو کرد تو کونم از درد فشار اشکم دراومد چهار بار تلمبه زد با خواهش و تمنا کیرشو دراورد من کونی بودم از کیر خوشم میومد اما کیر گروهبان خیلی بزرگ و کلفت بود سوراخ کونم زخمی شده بود خیلی ترسیده بود از شدت درد به خودم میپیچیدم به بگان برگشتم روز بعد اومد عذرخواهی برام دو روز تشویقی نوشت رد کرد باهم خیلی سنگین شدیم روز آخر هم عذرخواهی کرد از هم جدا شدیم والان دارم حسرت کیرشو میخورم تا به الان کیری شبیه اون ندیدم و نه خوردم کونم همواره پذیرای ......کیر

نوشته: عرفان
9,4600016

Showing 30 of 84 posts

رتبه‌بندی

ورود لازم است

Frequently Asked Questions

کانال تلگرام داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف درباره چیست؟+

داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف (@dstanx) یک کانال تلگرام در دسته اخبار فوری در tgdio است. این پروفایل رتبه، امتیاز، نظرات و پست‌های تازه را نشان می‌دهد تا قبل از عضویت تصمیم بگیرید. در حال حاضر حدود ۳۴٬۰۵۱ مشترک در tgdio دارد.

چطور به داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف (@dstanx) در تلگرام بپیوندم؟+

پروفایل کانال را در tgdio باز کنید، سپس با دکمه Join / Open in Telegram به @dstanx بروید و رایگان عضو شوید.

آیا داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف کانال خوبی در اخبار فوری است؟+

در tgdio می‌توانید قبل از عضویت امتیاز، نظرات، رتبه و پست‌های داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف را بررسی کنید. در حال حاضر حدود ۳۴٬۰۵۱ مشترک در tgdio دارد. آن را با کانال‌های مشابه اخبار فوری مقایسه کنید.

آمار و پست‌های داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف را کجا ببینم؟+

در tgdio صفحه @dstanx را برای آمار اعضا، رتبه، امتیاز و پست‌ها باز کنید. لینک Stats نمودار رشد را نشان می‌دهد.