داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف Telegram channel photo

داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف

@dstanxPublic Channel

داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف shares اخبار فوری updates and media on Telegram. Join to stay updated.

3k

Last views

۳۴.۱k (34,051 subscribers)
عضو
—
Rating
64
Total Posts
Oct 20, 2026, 10:29 PM
به‌روزرسانی شده
Mar 31, 2026
Created
Stats

شما در حال مشاهده محتوای فارسی هستید. برای مشاهده محتوا به زبان‌های دیگر، زبان سایت را تغییر دهید.

Channel Information

Channel Information
Channel Nameداستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف
Username@dstanx
Categoryاخبار فوری
Languageفارسی
Countryایران
عضو34,051
Channel TypePublic Channel
Created۱۱ فروردین ۱۴۰۵
Last Updated۲۸ مهر ۱۴۰۵ • پریروز
StatusActive

رتبه‌بندی

رتبه‌بندی جهانی
#17113-283
رتبه‌بندی زبان
#1742-38
رتبه‌بندی دسته‌بندی
#372-7

رشد مشترکان

مجموع: 34.1K30 Days growth: +5.8K20.7%
09/2109/2610/0110/0610/1110/1610/20
رشد مشترکان - 30 Days
DateSubscribers
21:09:202628,204
22:09:202628,204
23:09:202628,204
24:09:202628,204
25:09:202628,204
26:09:202628,204
27:09:202628,204
28:09:202628,204
29:09:202628,204
30:09:202628,204
01:10:202628,204
02:10:202628,204
03:10:202628,204
04:10:202628,204
05:10:202628,204
06:10:202628,204
07:10:202628,204
08:10:202628,204
09:10:202628,204
10:10:202628,204
11:10:202628,204
12:10:202628,204
13:10:202632,552
14:10:202632,552
15:10:202632,552
16:10:202632,552
17:10:202632,552
18:10:202632,552
19:10:202632,552
20:10:202634,051
رشد مشترکان - Weekly
DateSubscribers
Week of 30:03:202622,477
Week of 06:04:202622,504
Week of 13:04:202622,507
Week of 20:04:202622,553
Week of 27:04:202622,553
Week of 04:05:202622,553
Week of 11:05:202622,637
Week of 18:05:202622,637
Week of 25:05:202622,637
Week of 01:06:202624,276
Week of 08:06:202624,276
Week of 15:06:202624,285
Week of 22:06:202626,811
Week of 29:06:202626,811
Week of 06:07:202626,811
Week of 13:07:202627,218
Week of 20:07:202627,617
Week of 27:07:202627,949
Week of 03:08:202627,949
Week of 10:08:202627,949
Week of 17:08:202627,697
Week of 24:08:202627,182
Week of 31:08:202626,847
Week of 07:09:202626,847
Week of 14:09:202628,204
Week of 21:09:202628,204
Week of 28:09:202628,204
Week of 05:10:202628,204
Week of 12:10:202632,552
Week of 19:10:202634,051
رشد مشترکان - Monthly
DateSubscribers
March 202622,506
April 202622,553
May 202622,637
June 202626,811
July 202627,617
August 202627,182
September 202628,204
October 202634,051
رشد مشترکان - Yearly
DateSubscribers
202634,051

آخرین پست‌ها

سکس با کیر مصنوعی

#تریسام

زینب هستم دختری بسیار حشری و هات هات خیلی دلم میخواد مثل بقیه پسرها و دخترها تو رابطه هستن منم باشم ولی ترسی تو وجودم هست نمیدونم چرا . بعضی وقتها شبها میرفتم توی این سایت ها وفیلم های سکسی میدیدم توی اتاق در قفل میکردم لخت لخت میشدم توی رختخواب فیلم میدیم با دستم روی کوس ام انقدر بازی میکردم و توی خیالات خودم بودم تا ارضا میشدم چندین ماه این کار ادامه می دادم تا یک روز با یکی از خانمهای آپارتمان بیوه بود اشنا شدم همسن هم بودیم 22 ساله شوهرش تصادف کرده بود مدتی تنها بود خلاصه از آشنایی من و مریم چندین ماه گذشت و دوستی صمیمی شدیم برای هم خیلی در دل و رازهای زندگی همو می‌گفتیم منم رازم و اینکه چقدر هات هستم رو بهش گفتم خیلی مسخره ام کرد وبهم خندید میگفت تو چقدر عقب افتاده هستی از این حرفهاش دلگیر شدم تا یک روز مریم تو اتاق بود توجه منو به خودش جلب کرد پرسیدم مریم این چیه خندید و سریع جمع جورش کرد بهش گیر دادم تا آورد نشونم داد گفت گاهی وقت دوست پسرم پیشم نمیاد با این کیر مصنوعی 20 سانت حال خودم خوب میکنم زینب بدرد تو نمیخوره جون دختری هنوز پرده داری نمیشه اره درست میگفت شبها تو فکرش بودم خیلی دلم میخواست یک بار امتحان کنم تا فردا رفتم ازش با التماس گرفتم وشب توی اتاق در قفل کردم وبا یک فیلم سکسی امتحان کنم مراحل مالیدن ونوازش کیر مصنوعی لای خط کوس ام بودم توی فیلم دیدم چطور پسره داره با تمام توان فشار میده منم بدون توجه ناگهان کیر را تا نصف داخل کردم درد داشتم وخونریزی ترسیدم سریع تمیز کردم ولباس پوشیدم تا صبح خوابم نبرد روز بعد رفتم جریان به مریم گفتم خندید وگفت نترس قراره کسی نفهمه ان روز سخت بهم گذشت چند ماهی گذشت دیگه عادت کردم بازی با کیر مصنوعی و تا یک روز مریم بهم گفت میای امشب کنارم گفتم باشه غروب با همون لباس راحتی خونه وکمی آرایش کرده رفتم مدتی نشد دیدم مهمون امد برای مریم اره پسر خوش هیکل وخوشتیپ نگاهم ازش برنداشتم انقدر خوشتیپ بود پذیرایی کردیم وباهم شام خوردم آخرش مریم دست منو گرفت برد توی اتاق بهم گفت دوست داری امشب کنار سجاد پسره بخوابی اول مخالفت کردم شدید با اصرار مریم خودمم دلم خواست و قلبم به طپش افتاد راضی شدم چند لحظه بعد سجاد امد داخل از خجالت سرم بالا نگرفتم سجاد لخت شد ویک شورت مایو تن اش بود ان کیر باد کرده زیر شورت بهم چشمک میزد یک مرتبه یاد فیلم ها افتادم سجاد منو بلند کرد و سرمایه لب گرفت بدنم هات شد وقتی دست به سینه ام زد و محکم فشار داد تمام بدنم عرق برداشت منم با دست از روی شورت کیرش ماساژ دادم سجاد بهم گفت من عجله دارم بخواب من که اولین بار بود تو بغل پسر بودم خوابیدم و سفید تمام لباس درآورد لخت لخت شدم نگاهم افتاد به در دیدم مریم داره بهم نگاه میکنه عین فیلم سینمای .. وقتی سجاد کیرش درآورد ترسیدم اخه طبیعی تا بحال ندیده بودم سجاد با دستانش زد زیر ران پاهام دوتا پا دادم بالا وسط پاهاش رفت مریم اومد کنار من نشست و با دستش کیر سجاد لای خط کوس ام گذاشته نگاهم از صورت مریم برنداشتم بهم میگفت زینب ببین چقدر بهت مزه میده اره لذت بردم سجاد تمام افتاد روی من و فشار داد ایییییی اوووف لیز خوردن کیرش تو کوس ام حس کردم داغی کیرش باعث شد منم ارضا بشم و جیغ بلندی بزنم تا خایه زد و کمی تلمبه دیگه هیچ نفهمیدم جز شهوت تمام وجودم لذت ضربه زدن کیرش یادم نمیره یک ربع تلمبه میزد و منم محکم بغلش گرفتم تا ابش اومد ریخت روی شکم کارش تموم شد این اولین سکس من بود با رها مریم دوستانشو می‌آورد منم خبر میکرد

نوشته: دختر حشری
3,0100019
Video
سرگرمی یا کسب درآمد؟ چرا جفتش نه! 👑👑 با بازی و مین انتخاب درست جیبت رو پر کن.

  🌟1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣🌟

👑۲۰ درصد شارژ بیشتر دریافت کنید و در روما بت پیشبینی کنید ⚡️

🤩  20,% فری بت به ازای هر شارژ دلاری🌐
🤩 بهترین و آسان ترین درگاه واریز ریالی
🤩 امکان واریز دلاری و برداشت ریالی
🤩  بالاترین نرخ خرید ووچر پرفکت مانی
🤩 برداشت جوایز دلاری زیر 10 دقیقه
🤩 کش بک 10% روی تمامی بازی های کازینو🎲
G25 ‌ ‌ ‌ ‌     ✈️
https://RomaBet.Tech
━══┅═┅═┅══━
🔰 وارد دنیای حرفه ای ها شوید👇
https://t.me/+7RAQsFktKPJhN2I0
2,660002
رفیق ابدی

#بیغیرتی #گی

سلام دوستان . داستانی ک میخوام براتون تعریف کنم در واقع ی خاطره هست که تازگیا برام اتفاق افتاده و خیلی دلم میخواد باهاتون به اشتراک بزارم چون یه جورایی دارم به آرزوم میرسم و هیجانشو دارم . درضمن بخاطر یک سری مسائل ک خودتونم میدونید اسم هارو تغییر میدم و اینکه امیدوارم ازش خوشتون بیاد خیلی ممنون میشم ک نظر بدین راجبش و کمکم کنید اتفاق های بعدی رو هم باهاتون درمیون بزارم
من الان ۲۴ سالمه و خاطره ای ک میخوام بگم برمیگرده ب حدود دو سه ماه پیش
حدود ۲ الی ۳ ساله ک من فانتزی های بی غیرتی رو مامان رو دوست دارم و گرایش گرفتم سمتش ولی ن جراتشو داشتم کاری کنم و ن آدمشو پیدا کرده بودم . بیشتر دنبال ی رابطه دوطرفه بودم چون واقعا روابط یک طرفه اصلا برام لذت بخش نبود و نخواهد بود . خلاصه سرتون رو درد نیارم من از اولشم تو شهوانی تاپیک ها و داستان های مربوط ب این موضوع رو میخوندم و تو عالم خودم ب سر می بردم تا اینکه تو سایت با یکی آشنا شدم و کم کم چت کردیم و رفتیم تو یکی از اپلیکیشن های پیام رسان ( اسمشو نمیگم ک داستان پاک نشه ) تا بتونیم راحت تر حرف بزنیم باهم . از علایقمون گفتیم ب هم از فانتزی هامون حرف زدیم و کم کم فهمیدیم ک از لحاظ فانتزی و علایق ۹۹ درصد ک ن ۱۰۰ درصد عین همیم . تک تک چیزایی ک دوس داشتمو اونم دوست داشت و بشدت پایه بود . آشنا شدن ما حدود ۲ الی ۳ روز طول کشید تو کل این مدت راجب همه چی حرف میزدیم و تازه فهمیدم ک ن تنها همشهری هم هستیم بلکه یه جورایی هم محله ای هم هستیم ( کلا ۳ ۴ تا خیابون فاصله داشتیم ) خلاصه سرتونو درد نیارم کم کم ک یخمون باز شد شروع کردیم ب تبادل عکسای مامانا ( اینم بگم من اولین بارم بود ک عکس واقعی مامانمو برا یکی میفرستادم ) . عکس اول رو من دادم بلافاصله ی عکس داد بم . چی میدیدم یه زن حدودا ۴۵-۴۸ ساله با موهای بلوند و لبای ژل زده و ممه هایی ک داشتن پیراهن و سوتینشو پاره میکردن اسم مامانش الهام بود . اولش باورم نشد ولی بعدا عکسای بیشتری داد و کم کم فهمیدم که شانس این بار بهم رو کرده . اونم به شدت مامان منو پسندیده بود ( مامانم قیافه متوسط به بالایی داره ولی اندامش گوشتیه اسمشم فهیمه هست ) . خلاصه این رابطه ما رفته رفته قوی تر و صمیمی تر شد جوری که شماره رد و بدل کردیم ۲۴ باهم حرف میزدیم تا اینکه یه روز بهم بگم بیا بریم دور دور منم قبول کردم . رفتم ماشینمو یجایی پارک کردم اومد دنبالم سوار ماشینش شدم و حرکت کردیم . تو خیابونا راه میرفتیم و از اونجایی که کل آشنایی ما مجازی بود حضوری اولش خیلی خجالتی بودیم اصلا حرفی از مامانا نبود . در و داف میدیدم تو خیابون و راجب اونا حرف میزدیم تا اینکه من کم کم یخم باز شد صحبتو بردم سمت مامانش فهمیدم که چندتا عکس جدید داره تو گوشیش . یکم رفتیم و یه جای خلوت نگه داشتیم و شروع کردیم عکسای مامانای همو تو گوشی هم دیدن و حرف زدن یخمون کلا باز شده بود . تا اینکه اون اتفاق خفنه افتاد . یه جایی رو پیدا کردیم ک کلا نه رفت و آمد بود نه چیزی . دستشو گذاشت رو کیرم دید دارم میترکم . ازم اجازه گرفت که درش بیاره منم که از خدام بود . درش اورد گرفت دستش گفت چه کیری جور کردم برا مامان الهامم . گفتم قابلشو نداره . گوشیشو داد دستم من رفتم تو گالریش چرخیدم بین عکسا و فیلما اونم داشت میمالید یهویی گفت دیگه نمیتونم تحمل کنم ببخشید و سر کیرمو گذاشت تو دهنش . منو میگی انگار دنیا رو داده بودن بهم . یه لذت وصف نشدنی . منم حرفی نزدم گذاشتم کارشو بکنه . یه جوری برام ساک میزد ک جونم داشت در میومد . تخمامو لیس میزد و منم به مامانش فحش میدادم بجای غیرتی شدن حشری تر میشد و با شدت بیشتری میخورد برام . حدود ۱۰ ۱۵ دقیقه خورد منم تو کل این مدت داشتم تو گالری گوشیش عکسای مامانشو نگاه میکردم و بهش فحش میدادم ( فحش دوست داشت ) تا اینکه آبم اومد و با دستمال جمع و جور کردیم و یکم شل افتادیم تو ماشین . بعدش منو رسوند به جایی که ماشینمو پارک کرده بودم و خودشم رفت سر کار . تو این مدت باهم در ارتباط هستیم و عکسای بیشتری تبادل کردیم ولی فعلا فرصت نشده دوباره همو ببینیم .
اگه خوشتون اومد حتما تو کامنت بگین اتفاق های بعدی رو هم براتون تعریف میکنم . مرسی ازتون

نوشته: Sxy_Boy
4,5700022
روزی که خودم را دیدم

#ارباب_برده

درود به همه من نسترن هستم اسم واقعیم نیست ولی بیشتر با این اسم میشناسنم و خیلی دوسشم دارم
من فمبوی ام و این حسو حقیقتا از اول نداشتم
بچه که بودم درکی از این چیزا نداشتم اما تا حدودی میدونستم سکس چیه و اینا تا اینکه بنا به دلایلی یکبار گی کردیم گی که نبود فقط لخت شدیم و کیر همو دیدیم

(اونقدر بچه بودم که نمیدونستم اصلا ارضا شدن چیه)
بعد ها با اون طرف واقعا قطع ارتباط کردم چون از خودم متنفر شده بودم ،من فقط به خاطر حس کنجکاوری این حسو داشتم ولی متاسفانه خاطرات بدی برام ساخته شد
از بچگی حس خیلی عجیبی به جوراب شیشه ای زنونه داشتم به خصوص رنگ پاش یعنی روانیش بودم
زیر جورابام میپوشیدم و میزدم بیرون حس خوبی داشت تا اینکه کیرمو کردم داخل یکی از جورابا ،حس خیلی عجیبی داشت خوب بود و واقعا نمیتونم توصیفش کنم واقعا عالی بود
بعد از اون دیگه هر روز من جوراب شیشه ای هامو اینطوری استفاده میکردم که کامل دودولمو میکردم توش به علاوه بیضه هام و خیلی حال میکردم من واقعا عاشقشون بودم و هستم
گذشت تا دیگه بزرگ شدم و ۱۷ سالم بود و اون وقتا گرایشم استرایت بود و این برا یه پسر کاملا عادیه حتی با اینکه جوراب زنونه دوست داشتم
من فتیش پا نداشتم ولی عاشق جوراب شیشه ای بودم
تا اینکه با فمبوی برخوردم که تو یه گپ تلگرام دو نفر داشتن همو مسخره میکردن یکیش به اونیکی گفت فمبوی این خیلی برام‌کلمه غریبی بود برا همین رفتم سرچ زدم و درموردش خوندم
هرچی بیشتر میخوندم بیشتر خودمو توش می دیدم و کم کم عاشق فمبوی بودن شدم
تا جایی که دیگه سکس استرایت نمیدیدم و استراپون یه دختر روی یه فمبوی رو می دیدم و عاشقش شده بودم
هر روز جوراب می پوشیدم و این اونقد برام مهم بود که تبدیل به یه وسواس شده بود
نزدیک ده تا جفت جوراب شیشه ای داشتم و بیشترشون هنوز تو کارتونشون بودن
بلند و کوتاه مچی و تا زانو همه نوعی داشتم و برا استفاده از هرکدوم یه قانون و راهی داشتم که هیچوقت جورابی که دودولمو توش میکردم نمیپوشیدم و برعکس
گذشت و ۱۸ سالم شد و خیلی اتفاقی با یه دختر تو تلگرام اشنا شدم
اسمشو نمیگم ولی شما فکر کنید اسمش ستایش بود. ستایش ۲۴ سالش بود و من ۱۸
همون روز اول به شوخی بهم گفت بم بگو مامی و منم از خدا خواسته قبول کردم
همیشه بهش میگفتم مامی و چندبار اول گفت شوخی کردما ولی کمکم عادت کرد و با هم رفتیم تو رابطه
واقعا الان فکرشو میکنم خیلی غیر منطقی بود ولی واقعا عاشق همدیگه شده بودیم و دیگه بهش نمیگفتم مامی بهش میگفتم مامان
یه شب بهم گفت عزیزم اگه چستیتی ببندم برات دردت نمیاد؟
من نفهمیدم چی گفت گفتم چی؟
گفت بزن اینترنت
رفتم سرچ کردم و بعد از دیدن نتایج سرچ خشکم زده بود
مونده بودم و در نگاه اول واقعا یه چیز خطرناک و دارک بنظر میاد حقم داشتم یکم عجیب بود
گفتم چرا ببندی برام اینو من اینو دوست ندارم گفت شوخی کردم عزیزم
گذشت و اون شب تا صبح من به حرفش فکر کردم و یه چیزی اومد تو ذهنم
که این از کجا اومده
بیشتر سرچ کردم در موردش و دیدم که این مربوط به رابطه ی فمدامه و خیلی بیشتر از اون درمورد رابطه ی فمدام خوندم که درمورد سیسی شدن
کمکم داشت ازش خوشم میومد و چیز جالبی بود
بهش گفتم مامان جون من اونو شوخی گفتی گفت عزیزم نه جدی بود نه شوخی خواستم واکنش رو ببینم
تایید دادم و اون روز بحث عوض شد
من‌هر روز بیشتر درمورد رابطه فمدام خوندم و عاشق این رابطه شدم عاشق تسلیم شدن عاشق سیسی بودن عاشق برده بودن
تا اینکه یه روز صبح بهش گفتم مامان دیگه نمیخوام مامان باشی
گفت نمیفهمم منظورتو عزیزم
گفتم میخوام میسترسم باشی
سین زد
دستام عرق کرده بود نمیدونستم چی بگم که یهو زد درحال نوشتن
گفت توله سگ چرا زودتر نگفتی
برای یا لحظه انگار تمام دنیا مال من بود
بهش گفتم الان ارباب صدات کنم گفت اره توله سگ
اون روز قوانین برام گذاشت برای رابطمون و مشخص شد که فقط اون دستور میده و من فقط اطاعت میکنم و هیچ حق دیگه ای ندارم مگه خواهش کردن
اگه دوست دارید ادامشو بنویسم بهم بگید ممنونتونم:)♡
(ادامه درمورد رابطه فمدام- کاکولد-چستیتی-فمبوی کامل شدنه)
و اینم بگم حتی اگرم خواستید هیت بدید جاتون تو قلبمه چون تا اینجا خوندید♡
و اگه میشه حمایتم کنید🙃

نوشته: نسترن نانا
8,2700037
Photo1/2
بازی لیگ های اروپایی و پیشنهاد ما رومابت 4️⃣3️⃣2️⃣1️⃣

👈رومابت دنیای آفر ها و بونوس های ورزشی و کازینویی میباشد ✅

با شرطبندی روی مسابقات 2.500.000.000 تومانی رومابت شوید 💵

💎 همین حالا وارد حساب کاربری شوید و شرط مورد نظر خود را ثبت کنید 👇

👑 https://RomaBet.Tech

✅کانال تلگرامی #رومابت 👇
R24
🔵 https://t.me/+7RAQsFktKPJhN2I0
6,960002
گروهبان مشهدی

#گی

سلام اسمم عرفان این خاطر مربوط به شش سال قبل موقعی که اهواز سرباز بودم برام افتاده اول از خودم بگم اهل یکی از شهر های شیرازم محل خدمتم اهواز بود پادگان از دو بخش سربازی و منازل مسکونی کادر ارتش بود قیافه خوبی دارم بقول هم خدمتی هام بچه فنچ بودم تو پادگان همه بهم نظر داشتن زیاد مالیده میشدم قبل از سربازی هم زیاد کون میدادم اما تمام کیر هایی که تو زندگی ام خوردم و رفته تو کونم زیاد بزرگ نبودن 12 سانتی بودم پنج ماه از خدمتم گذشته بود بخاطر خوشگلی خیلی رفیق تو کف نصیبم شده بود یه روز یگان خلوت بود تو آسایشگاه با دو تا سرباز دیگه تنها بودیم دائم باهام ور میرفتن یکی ممه هام میگرفت یگی دست میکرد تو کونم منم بدم نمیومد یهو ناگهانی گروهبان مشهدی که انبار دار بود سرمون رسید دید دارن منو میمالن سریع بشین پا شو بهمون داد از خجالت هرسه تامون آب شدیم نیم ساعت تنبه شدیم سر ظهر همه رفتن نماز جماعت تو مسجد پادگان منو گروهبان تنها یگان بودیم صدام کرد رفتم پیشش اولش با جدیت بهم گفت چه غلطی می‌کردید منم با لرز به منم منم افتادم در اون لحظه دلهرآور بهم گفت کیر مو بگیر اولش به گریه افتادم غلط کردن دوباره گفت کیرم و بگیر منم روی شلور لمسش کردم کیر سفت و بزرگی داشت گفت چطور من چیزی نمیگفتم وحشت کل بدنم و گرفته بود کیرشو درآورد دستور داد بمالم کیرشو چه کیری داشت ازم خواست ساک بزنم اما سر کیرش بزرگ بود نمیرفت تو دهنم مجبور شدم لیس بزنم همینجوری که داشتم لیس میزدم بهم گفت مشخص اولین بارت نیست چیزی نگفتم کشید بالا چون سربازان داشتن میومدن یگان چند بار بعد از اون روز باهم بصورت مخفی حرف میزدیم اونجا فهمید من کونی ام اما جایی برای سکس نبود سه بار منو به بهونه تمیز کردن برد انبار هربارش کیر شو میمالیدمدو لیس میزدم دیگه کامل رفیق شدیم منم بخاطر کیرش خیلی ذوق داشتم به کونم بزاره هر تنها میشدیم کیرشو بهم میمالید منم حسابی خوشم میومد از اون و هم توسط سربازان میلیده میشدم حسابی بهم کیر تعارف میکردن تا یه روز گروهبان ککه توی منازل سازمانی بود به بهانه جابجایی یخچال منو. کشوند خونشون اون روز خانمش رفته بود آرایشگاه من رفتم خونه شون همون دم درب داخل با پوتین منو دراز کرد کیر درآورد شلوارمو کشید پایین کیرشو با سختی فرو کرد تو کونم از درد فشار اشکم دراومد چهار بار تلمبه زد با خواهش و تمنا کیرشو دراورد من کونی بودم از کیر خوشم میومد اما کیر گروهبان خیلی بزرگ و کلفت بود سوراخ کونم زخمی شده بود خیلی ترسیده بود از شدت درد به خودم میپیچیدم به بگان برگشتم روز بعد اومد عذرخواهی برام دو روز تشویقی نوشت رد کرد باهم خیلی سنگین شدیم روز آخر هم عذرخواهی کرد از هم جدا شدیم والان دارم حسرت کیرشو میخورم تا به الان کیری شبیه اون ندیدم و نه خوردم کونم همواره پذیرای ......کیر

نوشته: عرفان
9,4600016
سکس با دوست پسرممم

#دوست_دختر

ملیکا هستم 23 ساله و دانشجوام یه دوست پسر دارم اسمش رضا هست 28 ساله
رابطمون پنج ساله است هر وقت همو میبینیم باید رابطه داشته باشیم میخوام یکی از رابطه‌هایی که واقعا بهم چسبید رو تعریف کنم
یه روز که کلاسام تموم شد بهش زنگ زدم اومد دنبالم همیشه میرفتیم خونه مجردی‌ای ک با دوستاش داشت وقتی میخواستیم بریم اونجا دوستاش از اونجا میرفتن تو راه رفتن خوراکی گرفت و موقعی که از مغازه حرکت کردیم بریم خونه کیرشو در اوردم و شروع کردم به خوردن چون همیشه قبل رابطه توی خونه یا ماشین باید کیرشو میخوردم، تا به خونه رسیدیم حدود پنج دقیقه یا بیشتر شد وقتی رسیدیم پیاده شدیم رفتیم تو که رضا یادش اومد لوبریکانت رو تو ماشین جا گذاشته تا رفت بیاره من لباسمو در اوردم فقط شورت سوتین توری تنم بود رضا وقتی اومد تو منو دید اومد سمتم و شروع کردیم به لب گرفتن تو دیوار قفل بودم😂حین لب گرفتن کیرشو به دست گرفتم و شروع کردم به مالیدن و اونم کصمو میمالید بعد از چند دقیقه رفتیم تو اتاق و منو خوابوند رو تخت و شورت و سوتینمو درد اورد و لباسای خودشم در اورد ، من عاشق اینم که کصمو بخوره تا آبم بیاد چون هنوز دخترم و نمیخوام پرده بکارتم زده نشه رابطه مقعدی داریم و تنها راه ارضا شدن من خوردن و مالیدن کصمه ، رضا پاهامو باز کرد و شروع کرد کصمو خوردن و با دستاشم سینه هامو میمالید منم آه و ناله ها میکشیدم و لذت میبردم وسطاش بلند شد و دراز کشید گفت کصتو بزار رو دهنم تو هم کیرمو بخور منم همین کار رو انجام دادم و شروع کردم کیرشو خوردن اونم کصمو میخورد بعد از چند دقیقه ناخون فاکشو کرد تو کونم و همزمان با خوردن ناخونش هم جلو عقب میکرد و منم کیرشو میخوردم و صدای لذت دوتامون بلند شده بود و بعد از چند دقیقه لرزیدم و ارضا شدم ، بهترین حس دنیا قطعا همینه🫠رضا بلندشد و لوبریکانت رو برداشت اومد طرفم گفت به شکم بخواب و یه مقدار لوبریکانت رو داخل کونم ریخت تا زیاد درد نکشم و ب کیرشم مالید چند ثانیه کصمو و سوراخ کونمو مالید و کیرشو کرد تو کونم اولش خیلی دردم اومد اما بعدش فقط لذت میبردم ما معمولا هر رابطمون چندتا پوزیشن میرفتیم‌ کوتاه هم بودن بعد ع ی دقیقه گف داگی شو بعد داگی هم خوابیدم و پاهامو از هم باز کردم و کیرشو کرد تو کونم همون لحظه کصمو مالید یکم بعد خم شد رومو همزمان که تلمبه میزد سینه و لبامو مثل وحشیا میخورد و منم توی بهشت بودم انگار بعدش گفتم بخوابه تا من برم روش خوابید و من رفتم روش و کیرشو کردم تو کونم و بالا پایین میشدم عاشق این پوزیشنم و تو هر رابطه باید این پوزیشن رو برم
بعد رضا خودش شروع کرد تلمبه زدن و منم لب میگرفتم باهاش بعد از چند دقیقه رضا ارضا شد و با ریختن آبش تو کونم داغ شدم

نوشته: ملیکا
10,2000036
Photo1/2
بازی های لیگ اروپا و پیشنهاد ما رومابت 4️⃣3️⃣2️⃣1️⃣

👈رومابت دنیای آفر ها و بونوس های ورزشی و کازینویی میباشد ✅

با شرطبندی روی مسابقات 2.500.000.000 تومانی رومابت شوید 💵

💎 همین حالا وارد حساب کاربری شوید و شرط مورد نظر خود را ثبت کنید 👇

👑 https://RomaBet.Tech

✅کانال تلگرامی #رومابت 👇
R23
🔵 https://t.me/+7RAQsFktKPJhN2I0
9,100007
سرگرمی یا کسب درآمد؟ چرا جفتش نه! 👑👑 با چیکن‌شات توی وقت‌های خالی هم بازی کن و هم جیبت رو پر کن.   🌟 1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣ 🌟 👑۲۰ درصد شارژ بیشتر دریافت کنید و در روما بت پیشبینی کنید ⚡️ 🤩  20,% فری بت به ازای هر شارژ دلاری🌐 🤩 بهترین و آسان ترین درگاه…
8,970001
Photo1/2
سرگرمی یا کسب درآمد؟ چرا جفتش نه! 👑👑 با چیکن‌شات توی وقت‌های خالی هم بازی کن و هم جیبت رو پر کن.

  🌟 1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣1️⃣2️⃣3️⃣4️⃣ 🌟

👑۲۰ درصد شارژ بیشتر دریافت کنید و در روما بت پیشبینی کنید ⚡️

🤩  20,% فری بت به ازای هر شارژ دلاری🌐
🤩 بهترین و آسان ترین درگاه واریز ریالی
🤩 امکان واریز دلاری و برداشت ریالی
🤩  بالاترین نرخ خرید ووچر پرفکت مانی
🤩 برداشت جوایز دلاری زیر 10 دقیقه
🤩 کش بک 10% روی تمامی بازی های کازینو 🎲
A22 ‌ ‌ ‌ ‌     ✈️
https://RomaBet.Tech
━══┅═┅═┅══━
🔰 وارد دنیای حرفه ای ها شوید👇
https://t.me/+7RAQsFktKPJhN2I0
9,180003
یکسال توکف کونش بودم

#گی

سلام به همه اهالی شهوانی من اسمم فرید اهل شمال غرب کشورم خودم ۳۴سالمه یه کم توپولم وپوستم سفیده من یه دوستی دارم که از زندان باهم دوست شدیم من یه روز تو حیاط بند موقت داشتم قدم میزدم که یه زندانی آوردن که دیدم به به چه خوشگل و نازه همون تو نگاه اول رفتم تو نخش و کس خلش شدم خیلی خوشگل بود امیر موهای بور چشمهای سبز روشن پوست سفید و یه کون قلمبه داشت که همه اهالی بند موقت و مجذوب خودش کرده بود اونجا یه جوری بود همه چیز دست خودمون بود و تو بند راحت بودیم توی بند یه جایی بود که برای ویزیت زندانیان و جای توزیع متادون برای زندانیای مصرف کننده بود (بند موقت هم معتادها و غیره دریک جا نگهداری میشوند)خلاصه من امیرو کشوندم اون سمتی و رفتیم نشستیم برا کشیدن سیگار که نمیدونم بعدچند دیقه حرف زدن ناخود اگاه من ازش یه لب خواستم اونم بدون معطلی لباشو کذاشت رو لبام که منم نامردی نکردم و دست انداختم تو شلوارش و همزمان که لباشو میخوردم کونشو مالوندم که دیدم خودشو تکون میده که دستمو بردم زیر شلوارش و یه کم دیگه مالوندمش بعد گفتم بشین رو صندلی و نشست که سینه هاشو کردم تو دهنم و شروع کردم به لیسیدن و اونم حال میکرد که تاهمون جا پیش رفتیم چند بار دیگه ام تکرار شد این داستان که من ازاد شدمو اومدم بیرون که باهم ارتباط داشتیم و حرف میزدیم تا اینکه یه روز قرار گذاشتیم بریم سمت ابگرم و ابدرمانی که یه روز جمعه رفتیم من استخرخصوصی رزرو کرده بودم که راحت باشیم رفتیم و از اول که داخل اب شدیم شروع کردم به سینه هاشو خوردن و لباشو خوردن و .. که نمیزاشت دست بزنم به کونش و ... که بعد از دوساعت منت کشی و التماس اجازه داد شورتشو در بیارم که رفتم پشتش و کیرمو مالیدم به سوراخش دیگه کم کم وا داده بود تا اینکه دل و زدم به دریا و گفتم بخواب به روی شکم رو زمین و یه نمه تف انداختم سر کیرم و اروم مالوندم به سوراخش بعد گفت اذیت دارم میشم که من یه کم شل کردم و اونم خودشو سفت گرفته بود که نتونم بکنم توش قصد داشت اولش لاپایی بده ولی من خیلی تشنه سوراخش بودمو بالاخره یه ذره قربون صدقه اش رفتم و واداد و راضی شد که بهش گفتم بذار یه ذره بزارم نوک سوراخت نمیکنم توش بزار داغ بمونه کیرم خلاصه کله کیرمو خوب تف مالی کردم و یه تف غلیظ انداختم دم سوراخ اونو و تنظیم کردم درست دم سوراخش که با یه فشار آروم رفت توش که دیدم پرید جلو که ای نمیتونم و .... بعد دوباره گرفتمش و کشیدم سمت خودم و این سری اروم تر کردم و دیدم تکون نمیخوره این سری که دیدم حرفی نزد و طوری نشده یه ذره بیش تر کردم تو که دوباره خودشو میکشید جلو و خاست از زیر کیرم دربره که نزاشتم و گفتم یه دیقه تحمل کن تا بره توت و بکنم تموم شه خلاصه راضی شد و کیرمو تانصفه که کرده بودم تو سوراخ صورتیه امیر نصف دیگشم فرستادم توش و شروع کرد به داد و بیداد کولی بازی من انگار کر شده بودم شروع کردم به تلنبه زدن که کم کم دیدم داره ناله میکنه بعد کشیدم بیرون و گفتم یه نفسی بکش دوباره شروع کنیم که چیزی نگفت خدایی، بعد رفت تو استخرو شروع کرد به شنا کردن که بعد یه ربع دوباره صداش زدم که اومد و خوابید دوباره که این سری اول تا دسته جاکردم وگزاشتم تا جاباز کنه و بی حرکت وایستادم بعد دوسه دقیقه که اروم شد دوباره کیرمو توکونش تکون دادم که دیدم بعله ناله هاش شروع شد و از روی شهوت ناله میکرد بعد کیرمو کردم توش تاته جاگیرشه و تلنبه های ریزو شروع کردم که منم رفتم توحس که تلنبه هامو تند تندتر تکون دادم و دیگه کم مونده بود به اومدن ابم که امیرو سفت گرفتم و فشار دادم به خودم که یهو ابم اومدو همشو ریختم تو کونش الانم دوباره هوس کونشو کردم و میخوام برم ببینمش و بکنم توش.

نوشته: فرید
10,1000042
گروهبان مشهدی

#گی

سلام اسمم عرفان این خاطر مربوط به شش سال قبل موقعی که اهواز سرباز بودم برام افتاده اول از خودم بگم اهل یکی از شهر های شیرازم محل خدمتم اهواز بود پادگان از دو بخش سربازی و منازل مسکونی کادر ارتش بود قیافه خوبی دارم بقول هم خدمتی هام بچه فنچ بودم تو پادگان همه بهم نظر داشتن زیاد مالیده میشدم قبل از سربازی هم زیاد کون میدادم اما تمام کیر هایی که تو زندگی ام خوردم و رفته تو کونم زیاد بزرگ نبودن 12 سانتی بودم پنج ماه از خدمتم گذشته بود بخاطر خوشگلی خیلی رفیق تو کف نصیبم شده بود یه روز یگان خلوت بود تو آسایشگاه با دو تا سرباز دیگه تنها بودیم دائم باهام ور میرفتن یکی ممه هام میگرفت یگی دست میکرد تو کونم منم بدم نمیومد یهو ناگهانی گروهبان مشهدی که انبار دار بود سرمون رسید دید دارن منو میمالن سریع بشین پا شو بهمون داد از خجالت هرسه تامون آب شدیم نیم ساعت تنبه شدیم سر ظهر همه رفتن نماز جماعت تو مسجد پادگان منو گروهبان تنها یگان بودیم صدام کرد رفتم پیشش اولش با جدیت بهم گفت چه غلطی می‌کردید منم با لرز به منم منم افتادم در اون لحظه دلهرآور بهم گفت کیر مو بگیر اولش به گریه افتادم غلط کردن دوباره گفت کیرم و بگیر منم روی شلور لمسش کردم کیر سفت و بزرگی داشت گفت چطور من چیزی نمیگفتم وحشت کل بدنم و گرفته بود کیرشو درآورد دستور داد بمالم کیرشو چه کیری داشت ازم خواست ساک بزنم اما سر کیرش بزرگ بود نمیرفت تو دهنم مجبور شدم لیس بزنم همینجوری که داشتم لیس میزدم بهم گفت مشخص اولین بارت نیست چیزی نگفتم کشید بالا چون سربازان داشتن میومدن یگان چند بار بعد از اون روز باهم بصورت مخفی حرف میزدیم اونجا فهمید من کونی ام اما جایی برای سکس نبود سه بار منو به بهونه تمیز کردن برد انبار هربارش کیر شو میمالیدمدو لیس میزدم دیگه کامل رفیق شدیم منم بخاطر کیرش خیلی ذوق داشتم به کونم بزاره هر تنها میشدیم کیرشو بهم میمالید منم حسابی خوشم میومد از اون و هم توسط سربازان میلیده میشدم حسابی بهم کیر تعارف میکردن تا یه روز گروهبان ککه توی منازل سازمانی بود به بهانه جابجایی یخچال منو. کشوند خونشون اون روز خانمش رفته بود آرایشگاه من رفتم خونه شون همون دم درب داخل با پوتین منو دراز کرد کیر درآورد شلوارمو کشید پایین کیرشو با سختی فرو کرد تو کونم از درد فشار اشکم دراومد چهار بار تلمبه زد با خواهش و تمنا کیرشو دراورد من کونی بودم از کیر خوشم میومد اما کیر گروهبان خیلی بزرگ و کلفت بود سوراخ کونم زخمی شده بود خیلی ترسیده بود از شدت درد به خودم میپیچیدم به بگان برگشتم روز بعد اومد عذرخواهی برام دو روز تشویقی نوشت رد کرد باهم خیلی سنگین شدیم روز آخر هم عذرخواهی کرد از هم جدا شدیم والان دارم حسرت کیرشو میخورم تا به الان کیری شبیه اون ندیدم و نه خوردم کونم همواره پذیرای ......کیر

نوشته: عرفان
13,8000037
Photo1/2
▶️ دیدار فوق حساااااس منچستر یونایتد و اتلتیکو مادرید رو با آپشن های تخصصی در MelBet پیشبینی کنید! 🔥

💵 امکان شارژ کارت بکارت و هات ووچر
🎁 قرعه کشی و آفر های جذاب با جوایز ویژه
🌐 دانلود مستقیم اپلیکیشن اندروید
🤝 اسپانسر رسمی لالیگا
🇮🇷 پشتیبانی از زبان فارسی
✍️ حرفه ای، مطمئن و در کلاس جهانی پیشبینی کنید!

برای ورود به سایت فیلترشکن خود را خاموش کنید!
‌✅ Link 🔜 MelBet1.net
✅‌ Link 🔜 MelBet1.net
12,400003
#راننده

سعی میکنم خیلی سربسته بگم تا اطلاعات شخصی داده نشه، حدود ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه یه درخواست سفر قبول کردم یه دختر حدود ۲۸ ساله بود که یه ساپورت تنگ و براق پوشیده بود اومد سوار ماشین شد و شروع کرد به غر زدن منم اوایلش لبخند میزدم فقط رفتیم رسیدیم در خونشون یه جای خیلی پرت و خلوت بود دیدم برای کرایه داره موس موس می‌کنه و گفتم چیه میخوای جور دیگه حساب کنی؟ یهویی چشماش کرد شد و گفت یعنی چی گفتم یعنی مثلاً میخوای نقدی بدی ولی بدی اش رو با شدت گفتم دیدم انگار اونم بدش نیومد و دلیل غر زدنش هم همین بود کیر…! دلش کیر میخواست ولی کیرش نمی‌شوند خلاصه اومد صندلی جلو و دیدم کنارم نشسته گفت پایه ای؟ با تعنه گفتم به کسی نمی‌گی؟ گفت دیوونم مگه و یهویی اومد سمت شلوارمو شلوارمو درآورد و کیرم رو گرفت تو دستش و شروع کرد به ساک زدن خیلی با ولع میخورد انگار خیلی وقت بود تشنه ی کیره، با دستاش تخمام رو می‌مالید و ساک میزد خیلی خوب انگار خیلی حرفه ای بود، دیدم ساپورتش هم خیس خیس شده و داره از خود بیخود میشه، یه دفعه ای سرشو اورد بالا و گفت بزارش توم می‌خوام بهت حال بدم گفتم انگار بیشتر قراره خودت حال کنی یهویی خندش گرفت و گفت خب تو هم حال می‌کنی دیگه گفتم اوکی شلوارشو تا نصفه کشید پایین و صندلی جلو رو داد عقب قمبل کرد و گفت منتظرم ببینم چکار میکنی منم گفتم اوکی و بلند شدم رفتم سمت صندلی شاگرد و کیرم رو تا دسته فرو کردم تو کونش بدون اینکه انگشتش کنم میخواستم کونش و پاره کنم فقط یهویی اومد جیغ بزنه دستم و گذاشتم روی دهنش و شروع کردم به تلمبه زدن بیست دقیقه ای تلمبه زدم آروم ولی اون سرعتی دلش میخواست و بهم گفت تند تر منم دوباره گفتم اوکی و شروع کردم سرعتی تلمبه زدن بعد یه ربع تلمبه سرعتی زدن دیدم پاهاش داره می لرزه و صندلی ماشین و خیس کرد لاشی منم از فرصت استفاده کردم و گفتم ابم داره میاد می‌خوام بخوریش برام اولش گفت نه ولی رازی شد آخرش کیرمو کردم تو دهنش و تا ته هول دادم تو حلقش و ابم و پاشیدن تو دهنش قشنگ خواست درش بیاره که سرشو گرفتم و نداشتم و گفتم قورتش بده اونم تا قطره آخر و قورت داد بعد دیدم خیلی مهربون شده و ازم تشکر می‌کنه بهم گفت خیلی وقت بود اینجوری حال نکرده بودم منم دوباره گفتم اوکی بعدم خواست بوسم کنه کشیدم عقب و گفتم همین الان ابمو خوردیا خندید و از ماشین پیاده شد و رفت دستمال برداشتم صندلی و تمیز کردم و رفتم سمت سفر بعدی که قبول کردم :)
نوشته: گاینده
1,330006
Photo
🥇🥇مسابقات جذاب امشب UCL را با آپشن های بی‌نظیر در LineBet پیش بینی کنید

💵100% بونوس برای واریز اول
💵100% بونوس تمام دوشنبه‌ها
💵3% بازگشت باخت هفتگی
✨ لاین بت✨نسل مدرن شرطبندی

(ورود به سایت با وی-پی-ان)👇
✨ https://lb-aff.com/L?tag=d_6056942m_22611c_site&site=6056942&ad=22611&r=registration
🌐 https://lb-aff.com/L?tag=d_6056942m_22611c_site&site=6056942&ad=22611&r=registration
G18
😄 18+ | Play Responsibly
1,220000
#گی

سلام اسم من، محسنه 29سالمه، من از بچگی، خیلی حشری بودم و الکی کیرم سیخ میشد، همیشه وقتای تنهایی با کیرم ور میرفتم که اولین ابم که از کیرم خارج شد حسابی ترسیدم چون تا اون موقع اب ندیده بودم وسکسم تماشا نکرده بودم،اصلا نمیدونستم این اب که ازم خارج شده چی هست، ولی چون از امدن اولین ابم لذت بردم بعد چند روز مجدد رفتم با کیر و تخمام حال کنم تا باز ابم بیاد، خلاصه روزها سپری شد و من یکروز در میان جلق میزم و حسابی حال میکردم تا اینکه بزرگ و بزرگتر شدم، یه گوشی لمسی که خریدم له له میزدم برای تماشای فیلم سکسی، با چنتا سایت سکسی اشنا شدم و فیلمهای مختلفو تماش میکردم مدتها که گذشت سنم دیگه داشت از 25رد میشد که اولین فیلم همجنسبازی رو دیدم، دوتا مرد باهم حال میکردن برام خیلی جذابتر از یه مرد و یه زن بود، وقتی تماشا میکردم کیرم داشت منفجر میشد، دیگه حوصله دیدن سکس زنو مردو نداشتم فقط گی میدیدم، انواع پوزیشنهارو میدیدم، دو نفره، گروهی، همه چی، با سایتها مختلف اشنا شده بودم ولی هیچ وقت شهوتم فرو کش نمیکرد دنبال رابطه بودم، یه سکس واقعی اونم نه با دختر بلکه با پسر، شروع کردم به سرچ کردن سایتهای مختلف برای پیدا کردن همجنس باز، که اصلا فایده نداشت هرکیو پیدا میکردم کیلومترها دور بود، خدایا چکار کنم، من سکس میخوام،، تا اینکه بعد مدتها لینکدونی رو پیدا کردم، گروه شهر خودم توی لینکدونی بود، حالم سر جاش اومد، توی گروه تا نوشتم سلام دهها نفر جواب سلامم دادن و اصلمو میخواستن، شوکه شده بودم منم اصل دادم اومدن پیویم بعضیا فاعل بود و بعضیا مفعول، من هیچ کدامو انتخواب نکردم چون میترسیدم،، ولی اخرش گفتم اینجوری بیفایدس، با یه نفر که پوزش سافت بود قرار گذاشتم، روز قرار استرس فراوانی تمام وجودمو گرفته بود، با ماشین اومد دنبالم سر قرار باهم اشنا شدیم و سوار ماشین که شدم راه افتادیم، یه چرخ مختصری توی خیابونا زدیم و در مورد حسمو میگفتیم، که ماشین دوستم متوقف شد، گفت اینجا خلوته منم که استرس کل وجودمو گرفته بود گفتم کسی نیاد، بزار برای بعدا، گفت کسی نیست فقط یه لب مختصر میگیریم، با وجود استرس کیرم حسابی شق شده بود، نمیدونستم، چکار کنم، که متوجه شدم دوستم داره نزدیک میشه، ولی من سرمو عقب میبردم، رفتم تو فکر پیش خودم گفتم این منم که با یه پسر میخوام حال کنم، که یهو لبای پسره چسبید به لبای من، اخ جووون چه حسی، چه لحظه ایی، منم هیچ حرکتی نمیکردم ولی طرف بدجور بلد بود از صدای نفس مشخص بود خیلی حشری شده بود، بعد چنتا لب معمولی شروع کرد به زبون زدن به لبهام، رفت پایین تر گردنمو لیس میزد یه جوری شده بودم، گفت تو هم یه حرکتی بکن دیگه، ولی من خشکم زده بود، با دستاش سرمو گرفت لب میگرفت آبدار،،دهنمو باز کرد زبونشو کرد داخل دهنم، کمی بعد دست دوستم روی رانم حس کردم، جووووون چه خوب بود، کمکم به کیرم نزدیکش کرد از روی شلوار کیرمو گرفت، گفت چه کیری داری، منم که خجالت می کشیدم هیچی نگفتم هنوز به خودم نیامده بود، که دستمو گرفت گذاشت روی کیرش،،چه حالی داشت یعنی این یه کیر پسره که دستم روشه و دارم حسش میکنم، بعد یکم مالش رو شلواری، دوستم گفت برای امروز بسته، ولی من تازه داغ شده بودم باز میخواستم، سیر نشده بودم، ولی قبول کردم گفتم اره کافیه، تو راه برگشت شماره های همدیگه رو گرفتیم ومنو برد سرجای قرار و پیادم کرد، باقی ماجرا در روزهای آتی،
نوشته: محسن
1,380004
گاییدن دختر خاله فاطمه

#زن_شوهردار #دختر_خاله

سلام امیر هستم ۲۱سالمه ۱۸۷ ۹۵ بیلدینگ کارم
دختر خالم فاطمه ۳۲سالشه و دوتا بچه داره
چند وقتی بود که هراز گاهی تو شبکه های مختلف مجازی یه فاطمه نامی میومدو یه چیزی میگفت و میرفت و اصن نمیدونستم این کیه .خلاصه که بیخیال شدم بفهمم کیه و سرم تو درس و ورزشم بود و حوصله نداشتم.
دیگ بماند که چطور ولی کم کم فهمیدم دخترخالمه و ازم سوالاتی راجب مشکلاتش میپرسید بخاطر اینکه من پزشکی میخونمو اطلاعاتم خوبه با اینکه هنوز درسم تموم نشده.تا اینکه یه روز درباره مشکل جنسی شوهرش صحبت کردو منم از متخصصایی که میشناختم بهش معرفی کردم و گفت بهبودی حاصل نشده و همش میگفت بخاطر اینکه ارضا نمیشه دچار افسردگی شده،تا اینکه کم کم خیلی طبیعی شده بودیمو بهم پیشنهاد داد که بیا سکس کنیم و بعد کلی اصرار قبول کردم ویه روز قرارو گذاستیمو و رفتم خونشون که هیچکس نبود و وارد شدم با یه تیپ معمولی و ارایش سبک انصافا خوب شده بود و داشتیم میوه میخوردیم که دست چپو انداختم دور کمرشو یه بوس پشانیشو کردم و یکم رونشو مالیدم و کم کم کصشو مالیدم که خودشو خیس خیس کرده بود تا ممه هاشو مالیدم یه انگشت انداختم داخل کصش دیدم ارضا شد،و نفس نفس شدیدی میزد که تو بغلم گرفتمشو یکم قربون صدقش رفتم و مالیدمش و لختش کردم کامل و دقیقا مث یه بچه شده بود با اینکه حداقل ۱۰سال بزرگتر بود و شلوارمو دراوردم کیرمو مالیدم به کص خیسش و نفسش داشت دوباره تند میشد ولی هرکاری میکردم نمیرفت توش انگار نه انگار که دوتا بچه داره و گفتم فاطی چقدر تنگه که گفت کیر شوهرش اینقدر کوچیک هستش که تنگ مونده و بلافاصله بعد از ورود ارضا میشه ،منم کیرم معمولی در حد۱۶سانت ولی کلفته در کل معمولیه .خلاصه به زحمت کردم توش که اتیش گرفتش و تمام صورت و بدنش دماش رفت بالا و نفس نفس بیشتر زدن منم با تمام قدرت تلمبه هامو شروع کردم که فهمیدم میخواد ارضا شه بعد دو دقیقه که گفتم داگی شو و کردم تو کونش که جیغش رفت هوا و خلاصه به ترتیب یکم تو کونش میزدم و یکم توکصش تا ارضا نشه زود تا اینکه ارضاش کردم و منم سعی کردم هرچی زودتر ابمو بیارم ‌که اذیت نشو ریختم تو کونش و رفتیم شستیم خودمونو و برام یه اب ساکم زد و منم اومدم بیرون از خونش.
الان هفته ای یه مرتبه حداقل میاد برام ساک میزنه.
ممنون .سعی کردم خیلی خلاصه بگم.
نوشته: امید
1,540003

Showing 30 of 64 posts

رتبه‌بندی

ورود لازم است

Frequently Asked Questions

کانال تلگرام داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف درباره چیست؟+

داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف (@dstanx) یک کانال تلگرام در دسته اخبار فوری در tgdio است. این پروفایل رتبه، امتیاز، نظرات و پست‌های تازه را نشان می‌دهد تا قبل از عضویت تصمیم بگیرید. در حال حاضر حدود ۳۴٬۰۵۱ مشترک در tgdio دارد.

چطور به داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف (@dstanx) در تلگرام بپیوندم؟+

پروفایل کانال را در tgdio باز کنید، سپس با دکمه Join / Open in Telegram به @dstanx بروید و رایگان عضو شوید.

آیا داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف کانال خوبی در اخبار فوری است؟+

در tgdio می‌توانید قبل از عضویت امتیاز، نظرات، رتبه و پست‌های داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف را بررسی کنید. در حال حاضر حدود ۳۴٬۰۵۱ مشترک در tgdio دارد. آن را با کانال‌های مشابه اخبار فوری مقایسه کنید.

آمار و پست‌های داستانکده ، چالش اعترافی ، داستان اعتراف را کجا ببینم؟+

در tgdio صفحه @dstanx را برای آمار اعضا، رتبه، امتیاز و پست‌ها باز کنید. لینک Stats نمودار رشد را نشان می‌دهد.