شعر دونفره💞
💖باز ديشب حالت من، حالتي جانكاه بود
تا سحر، سوداي دل، با ناله بود و آه بود
❤️🔥چشم، شوق گريه در سر داشت، من نگذاشتم
ورنه از طوفان روح من، خدا آگاه بود
💖صحبت از ما بود و من در پرده كردم شكوه ها
شرم رهزن شد و الّا اشك من، در راه بود
❤️🔥آري اي دير آشناي سنگدل، توران من
گفت و گو بود از تو، اما مبهم و كوتاه بود
💖كاشكي سر بشكند، پا بشكند، دل نشكند
سرگذشت دل شكستن بود و بس جانكاه بود
❤️🔥ابر نوروزي، خوش آمد مي كند اشك مرا
اين خشونت ز آسمان، بي وقت و نادلخواه بود
💖آمدم تا سال را بر روي توران نو كنم
ورنه زي رشت آمدن ، اسفند مه بيگاه بود
❤️🔥آمدم، اما نديدم مهري از آن ماهروي
ياد از آن عهدي كه مهري در دل اين ماه بود
💖آه اي گلبن كه با گلچين گمره رفته اي
كامران باشي، ولي اين ره نبود اين چاه بود
❤️🔥كهربا بودي مگر تا كاه بفريبد تو را؟
من زرم، من گوهرم، او زر نبود، او كاه بود
💖سوختم از آتشت، خاكسترم بر باد رفت
داستان عشق ما، كوتاه و بس كوتاه بود
❤️🔥عيد نوروزم عزا شد، اين هم از اقبال من
ابر هم مي گريدآري، گريه دارد حال من
💖آه اي سنگين دل دير آشنا، توران من !
جانم،از جان بهتر من، دين من، ايمان من!
❤️🔥ترك من، شيرين من، محبوب من، معبود من !
قمريِ من،كبك من، طاووس من، جيران من
💖رحمت آور، من هم آخر آرزويي داشتم
گرچه جانبازم، ولي بازي مكن با جان من
❤️🔥گفته بودي«دوستم مي دارد از عهد قديم»
درد من گفتي، نگفتي حرفي از درمان من
💖ميهمان بودم تو را با من نبودي مهربان
اينكه رسم ميهمانداري نشد، توران من
❤️🔥از گلويم قطره اي هم آب خوش پايين نرفت
گرچه آسايش فراهم بود و آب و نان من
💖تا بداني رسم مهمانداري عشاق را
كاشكي اي ماه، بودي هفته اي مهمان من
❤️🔥زود رفتي،زود رفتي،زود خود را باختي
زود چون زلفت، شكستي با دلم، پيمان من
💖آيد آن روزي كه رشك خلق بيدارت كند
صبر كن تا نشر يابد دفتر و ديوان من!
❤️🔥كاش اين نوروز هم اينجا نمي آمد «اميد»
تا چنين گريان شود با خنده ی سال جديد
#مهدی_اخوان ثالث
خانم :💖
آقا :❤️🔥
https://t.me/matn_2nafareh1403












