بهلول Telegram channel photo

بهلول

@amirrezaabdoliiPublic Channel

amirreza abdoli

746

Last views

۳k (2,952 subscribers)
عضو
—
Rating
30
Total Posts
Oct 17, 2026, 3:17 PM
به‌روزرسانی شده
Apr 28, 2026
Created
Stats

شما در حال مشاهده محتوای فارسی هستید. برای مشاهده محتوا به زبان‌های دیگر، زبان سایت را تغییر دهید.

Channel Information

Channel Information
Channel Nameبهلول
Username@amirrezaabdolii
Categoryآی‌پی‌ال (IPL)
Languageفارسی
Countryایران
عضو2,952
Channel TypePublic Channel
Created۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
Last Updated۲۵ مهر ۱۴۰۵ • ۴ روز پیش
StatusActive

رتبه‌بندی

رتبه‌بندی جهانی
#97045+364
رتبه‌بندی زبان
#9868+44
رتبه‌بندی دسته‌بندی
#693-2

رشد مشترکان

مجموع: 3.0K30 Days growth: +622.1%
09/1809/2309/2810/0310/0810/1310/17
رشد مشترکان - 30 Days
DateSubscribers
18:09:20262,890
19:09:20262,890
20:09:20262,874
21:09:20262,874
22:09:20262,874
23:09:20262,874
24:09:20262,874
25:09:20262,874
26:09:20262,874
27:09:20262,874
28:09:20262,874
29:09:20262,874
30:09:20262,874
01:10:20262,874
02:10:20262,874
03:10:20262,874
04:10:20262,874
05:10:20262,874
06:10:20262,874
07:10:20262,874
08:10:20262,874
09:10:20262,874
10:10:20262,874
11:10:20262,874
12:10:20262,874
13:10:20262,874
14:10:20262,874
15:10:20262,874
16:10:20262,874
17:10:20262,952
رشد مشترکان - Weekly
DateSubscribers
Week of 27:04:20261,637
Week of 04:05:20261,636
Week of 11:05:20261,636
Week of 18:05:20261,636
Week of 25:05:20261,636
Week of 01:06:20261,636
Week of 08:06:20261,636
Week of 15:06:20261,636
Week of 22:06:20261,636
Week of 29:06:20261,636
Week of 06:07:20262,550
Week of 13:07:20262,550
Week of 20:07:20262,550
Week of 27:07:20262,550
Week of 03:08:20262,550
Week of 10:08:20262,550
Week of 17:08:20262,852
Week of 24:08:20262,852
Week of 31:08:20262,891
Week of 07:09:20262,890
Week of 14:09:20262,874
Week of 21:09:20262,874
Week of 28:09:20262,874
Week of 05:10:20262,874
Week of 12:10:20262,952
رشد مشترکان - Monthly
DateSubscribers
April 20261,637
May 20261,636
June 20261,636
July 20262,550
August 20262,852
September 20262,874
October 20262,952
رشد مشترکان - Yearly
DateSubscribers
20262,952

Top 10 posts

Most viewed posts from this channel

By views
  1. #1کاش مارکس زنده بود و معنی واقعی استثمار را می‌فهمید15.9K
  2. #2بودجه نظامی، یک سیاهچاله موروثی9.1K
  3. #3یک لیگ دیگر8.8K
  4. #4یارب روا مدار گدا معتبر شود8.6K
  5. #5دعوتم کرده‌اند به جایی که قرار است چند اقتصاددان درباره مسیر پیش روی ا6.4K
  6. #6زمستان ۵۷ چند هزار نفر از پرسنل صنعت نفت اعتصاب کردند. شش میلیون بشکه 5.8K
  7. #7اصلاحات اضطراری، اصلاحات عقیم5.6K
  8. #8زن، زندگی، آزادی: شرابی چهار ساله5.1K
  9. #9دیالکتیک لوده‌ها4.8K
  10. #10به نظر می‌رسد مهم‌ترین نگرانی چپ‌ها و ملّی‌کن‌های حرفه‌ای، تأسیس هر سا4.4K

آخرین پست‌ها

بهلول logo
بهلول

۲۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۸:۴۹

گویا هیچکاره‌حسنی در قوه قضاییه از امکان تعقیب قضایی مقامات بانک مرکزی حرف زده است. امروز یک آقای اقتصاددانی در ردّ این نظر مقاله نوشت و خیلی محترمانه فضولی قضات در حوزه تخصصی اقتصاددانان را موقوف اعلام کرد. البته که دو طرف دعوا مشمول حکم آن مصراع حافظند که گفت: جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه. ولی موضوع پیگیرد قانونی تخلّفات بانک مرکزی در سطح تئوریک موضوع جالب و بکر و دست‌نخورده‌ای است.

واضح به نظر می‌رسد که بانک مرکزی جمهوری اسلامی بابت رشد مداوم و سرسام‌آور نقدینگی در شرایط کوچکتر شدن اقتصاد یک توضیح به تاریخ ایران بدهکار است. اگر لفّاظی‌های عوام‌فریب و خواص‌گیج‌کن را کنار بگذاریم خلاصه این توضیح چیزی جز غلط کردم نمی‌تواند باشد. و محاکمه رؤسای بانک مرکزی هم ایده بدیع درخشانی است؛ به خصوص اگر هیئت منصفه اقتصاددانانی غیرحکومتی و از نحله‌های مختلف اندیشه اقتصادی باشند. البته این ایده فعلا فقط به درد ساخت یک انیمیشن اینستاگرامی می‌خورد. امّا کم نیستند واقعیاتی که ابتدا فقط خیال بوده‌اند. یکی از نقطه‌ضعف‌های بزرگ و نامرئی تمدّن امروز وجود نهاد بسیار قدرتمندی به نام بانک مرکزی است که عملاً نمی‌توان بازخواست و استیضاحش کرد. هر گامی به سمت اصلاح و ترمیم این نقطه‌ضعف را باید به فال نیک گرفت.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
7460033
بهلول logo
بهلول

۲۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۹:۰۴

امکان‌پذیری صلح

گوشمان به این کلیشه کاملاً آشناست که: فلان موضوع راه حل نظامی ندارد. گوینده این جمله معمولاً استدلال مشخصی ندارد، و حداکثر دلیلی که می‌آورد این است: دیدیم که طرفین با هم جنگیدند و هیچکدامشان شکست نخورد. این دلیل نیست. جنگ جهانی دوم شش سال طول کشید. در هر زمانی از آن دوره، به‌خصوص در چند سال اوّل، یک صلح‌طلب خیال‌پرداز می‌توانست بگوید تجربه نشان می‌دهد که این مخاصمه راه حل نظامی ندارد. در حالی که تجربه انباشته تاریخی دقیقاً خلاف این را نشان می‌داد: فصل آن خصومت راهی غیر از جنگ نداشت. عدّه‌ای نژادپرست به قدرت رسیده و شروع به اشغال سرزمین‌های مجاور کرده بودند. ابتدا مردم خودشان و بعد مردمان دیگر را به بردگی کشیده بودند و هیچ مرزی برای سلطه‌جویی‌شان متصوّر نبود. جهان آزاد باید با آن‌ها می‌جنگید، در این جنگ حتّی با کمونیست‌ها هم متّحد می‌شد، و با تحمّل هر هزینه‌ای که بود قدرت نظامی‌شان را در هم می‌شکست. هیچ چاره دیگری وجود نداشت. مجالی نبود که کسی سر از پنجره برج عاج روشنفکری‌اش بیرون بیاورد و بگوید جهان را خیر و شرّ نبینید، انسان‌ها خاکستری هستند. همه شرّ مجسّم را می‌دیدند که داشت جهان را می‌بلعید. آن روزها اتفاقاً دیپلماسی و فلسفه‌بافی بود که به درد نمی‌خورد. سرباز لازم بود.

پس بعضی از مخاصمه‌ها فقط راه‌حل نظامی دارند. کسی که این حقیقت را تصدیق می‌کند لزوماً میلیتاریست یا راست افراطی یا چیز دیگری از این قماش نیست. او ممکن است در زندگی‌اش یک بار هم دعوا نکرده باشد. ممکن است بابت خونریزی‌ها و ویرانی‌ها و مصیبت‌های جبران‌ناپذیر ناشی از جنگ از همه دردمندتر باشد. حتّی ممکن است قلباً جهانی بدون جنگ را آرزو کند، ولی این را هم بداند که بعضی مواقع صلح و دیپلماسی محال‌اند.

و امّا امروز و اینجا چطور؟ به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی می‌تواند به جنگ سرد و گرمی که در 16 ماه اخیر گرفتار آن بوده پایان دهد ولی به یک شرط بزرگ و تقریباً محال: آن‌هایی که به لحاظ مادّی و معنوی از جنگ و تحریم تغذیه می‌کنند باید از قدرت کنار گذاشته شوند. این افراد مزایای صلح را نمی‌شناسند و نمی‌شود از این طریق تحت تأثیرشان قرار داد. وسوسه کردن آن‌ها با منافع ناشی از صلح مثل آن است که انبوهی میوه‌های خوشمزه و مقوّی را سر راه یک حیوان گوشتخوار بگذارید تا از شکار منصرف شود. موفق نخواهید شد.

اگر سکّان جمهوری اسلامی همچنان به دست این افراد باشد، که قاعدتاً خواهد بود، رفع بحران فعلی فقط از طریق نظامی ممکن است. البته شاید طرف‌های مقابل برای تحمّل هزینه‌های گزاف هجوم نظامی تمام‌کننده آمادگی نداشته باشند. یا شاید از عواقب ایجاد یک عراق یا افغانستان دیگر بترسند. ولی این درِ دیپلماسی را باز نمی‌کند، بلکه فقط این زخم را به حال خود می‌گذارد تا عفونی‌تر شود.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
1,2800087
بهلول logo
بهلول

۲۶ مهر ۱۴۰۵، ۲۱:۱۷

سردمداران فرانسه از شعور کافی برخوردار نمی‌باشند. واضح است که امنیت ملّی آنان اقتضا می‌کند اینترنت را قطع کنند تا دو سه ماه دیگر. سپس به صورت قطره‌چکانی بخشی از پهنای باند را با سرعت کم وصل بنمایند. اصولاً اینترنت منتی است که دولت بر سر ملّت می‌گذارد. فقط کسانی که بخواهند از وجهه کشور در عرصه بین‌المللی دفاع کنند حقشان است که اینترنت داشته باشند. حالا این که هیچ، حتی تلفن فرانسوی‌ها هم در این شرایط وصل است که خودش نشان می‌دهد اولیاء امور هیچ اهتمامی به امر خطیر امنیت ندارند. نکته دیگر این است که این کشور درمانده، تروریست‌های مسلّحی که از خارج وارد کشور شوند ندارد. از دید امنیت ملّی اگر نگاه کنیم این خودش یک ضعفی است به هرحال. البته جوانان غیور فرانسوی نیز از اقداماتی مثل کشته‌سازی پرهیز می‌کنند که خیلی محل تأمل است. حالا باز اگر از خصومت با ما خودداری کرده بودند ممکن بود تجربیاتمان در مدیریت هوشمند اعتراضات را در اختیارشان بگذاریم. در کل این جور دولت‌ها یک موجودات خدازده‌ای هستند که بوی الرحمانشان بلند است و در نظم جدید جهانی جایی نخواهند داشت.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
1,55000110
بهلول logo
بهلول

۲۵ مهر ۱۴۰۵، ۲۳:۰۷

به دوستان علاقه‌مند به مباحث اقتصادی توصیه می‌کنم چند دقیقه‌ای برای خواندن سرمقاله امروز دنیای اقتصاد به قلم دکتر تیمور رحمانی وقت بگذارند: جایزه نوبل اقتصاد و سرگشتگی ما.

بخشی از این یادداشت بیان نسبتاً ساده‌ای است از یکی از  نظریه‌های توضیح تورّم که با عنوان «نظریه مالی سطح قیمت‌ها» شناخته می‌شود. نظریه مالی سطح قیمت‌ها در ساده‌ترین شکل از این قرار است که اگر مردم به این باور برسند که دولت در آینده درآمد کافی برای بازپرداخت بدهی‌هایش نخواهد داشت، درباره ارزش پول و اوراق قرضه‌ای که دولت منتشر می‌کند به تردید می‌افتند. در نتیجه سعی می‌کنند پول و اوراق خود را خرج کرده و به کالا و دارایی تبدیل کنند، و این رفتار موجب افزایش سطح عمومی قیمت‌ها (تورم) می‌شود تا جایی که ارزش حقیقی بدهی‌های دولت با استطاعت مورد انتظار از او برای بازپرداخت برابر شود.

آیا این نظریه رقیبی برای نظریه پولی تورّم است؟ آیا در جایی مثل ایران نمی‌شود این دو نظریه را بیان‌های مختلفی از یک حقیقت واحد دانست؟ آیا کسانی که می‌گویند تورّمی تا این اندازه شدید و مزمن که ما تجربه می‌کنیم در تاریخ نمونه ندارد و یک پدیده کاملاً ایرانی است، اشتباه می‌کنند؟ آیا اگر نظریه پولی تورّم را بپذیریم ولی در ادامه بپرسیم «این رشد پول تورّم‌زا چگونه و با چه هدفی صورت گرفت؟»، به نظریه مالی نزدیک نخواهیم شد؟ آیا وزیر اقتصادی که می‌گوید درباره تورّم و نرخ ارز از رئیس بانک مرکزی سؤال کنید، حق دارد یا فرافکنی می‌کند؟ آیا روند فزاینده بدهی دولت‌ها در جهان چشم‌انداز دورانی از تورّم جهانی و دومینوی نکول دولت‌ها از بازپرداخت بدهی‌ها را ترسیم می‌کند؟ آیا ممکن است جهانیان دوباره بخواهند به یک رژیم پولی باثبات برگردند که دولت‌ها را مجبور به توازن بودجه می‌کند و منطقاً میانگین تورّم بسیار پایین‌تری دارد؟

جالب بود اگر عدّه‌ای از خبرگان اقتصادی دور هم می‌نشستند و درباره این پرسش‌ها بحث می‌کردند. بسیاری از ما، چه بگوییم و چه نگوییم، به خودمان دلخوشی می‌دهیم که روز تاجگذاری رضا پهلوی روز پایان همه مشکلات، یا دستکم روز آغاز مسیری است که به رفع مشکلاتمان می‌رسد. ولی آیا ممکن است بتوانیم مشکلی را حل کنیم که ماهیتش را درست نشناخته‌ایم؟

https://t.me/AmirrezaAbdolii
1,4200057
بهلول logo
بهلول

۲۱ مهر ۱۴۰۵، ۲۱:۲۷

دعوتم کرده‌اند به جایی که قرار است چند اقتصاددان درباره مسیر پیش روی اقتصاد ایران تا سال 2035 گمانه‌زنی کنند. چند لحظه‌ای به عنوان رفع خستگی به اوضاع مملکت در آن سال فکر کردم.

لیلاز: اقتصاد ما داره سالی سه تریلیون دلار لنگ و نان خشک تولید می‌کنه. این از دوره سلجوقیان تا به امروز نظیر نداشته.
عبدالملکی: الان اگر غذا و آب و برق را در نظر نگیرید ما بحمدالله هیچ کمبود دیگری نداریم.
بانک مرکزی: دلار بیست میلیون تومانی جوّسازی رسانه‌های معاند است. ما در شعب منتخب به هر متقاضی تا سقف دو دلار و شصت سنت به قیمت هر دلار 19 میلیون و هشتصد و سی هزار تومان داریم ارائه می‌کنیم و بازار در تعادل می‌باشد.
مجلس: طرح حذف 22 صفر از پول ملّی از دستور کار خارج شد.
وزارت رفاه: شایعه حذف یارانه‌های صدک 85 بی‌اساس است.
وزارت بازرگانی: تعرفه واردات گوشت سوسک کاهش می‌یابد.
شهردار تهران: برنامه‌ای داریم که در فروشگاه شهروند قیمت‌ها از صبح تا ظهر بدون تغییر بمانند.
رسانه اقتصادی: شاخص بورس از 137 میلیون واحد عبور کرد.
رسانه اصلاح‌طلب: خبر فوت میرحسین موسوی صحت ندارد.
رسانه معاند: حکومت به زودی سقوط می‌کند.
فرهاد نیلی ... مشغول تهیه متن سخنرانی برای اجلاس مسیر پیش روی اقتصاد ایران تا 2045.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
6,42000140
بهلول logo
بهلول

۲۰ مهر ۱۴۰۵، ۲۰:۵۲

زشت، بد، خوب

به بعضی کسان فقط از روی جهل یا ترس یا ریاکاری می‌توان احترام گذاشت. وجودشان طوری است که احترام‌ناپذیرند. حتّی اگر مدیونشان شوید هم نمی‌توانید از شرّی که وجودشان را انباشته چشم بپوشید. یکی از آن‌ها ولادیمیر پوتین است. یک افسر اطلاعاتی بیرحم در یک کشور شرقی معمولاً یکی از گزینه‌های رهبری آینده کشور است. فضیلت گزینه‌ای که به این مقام می‌رسد فقط در بیرحم‌تر و مکّار‌تر بودن از رقباست. تاریخ کسالت‌بار جمهوری‌های خلق پر از اسامی پوتین‌های بالقوه و بالفعل است.

ترامپ یک معامله‌گر بدنام است. ورّاج‌تر، پرمدّعاتر، و خودشیفته‌تر از چیزی که بقیه هم‌صنف‌هایش هستند. همین که کسی مثل او بتواند به عنوان رئیس‌جمهور منتخب مردم آمریکا به قدرت برسد نشانه‌ای است حاکی از این که گویا آمریکای امروز هم به همان سراشیبی افتاده که صدها سال قبل یونانی‌ها و رومی‌ها افتادند. او چیز خاصی نیست جز تاجری که همیشه در تلاش است تا قاعده رقابت را طوری به هم بزند که خودش پیروز میدان باشد. فرقش این است که دیگران سعی می‌کنند با رشوه دادن به سیاستمداران به این توفیق برسند ولی او تصمیم گرفت هر اندازه از قدرت سیاسی را که می‌تواند مستقیماً در دست بگیرد. او آنقدر فقیر است که هیچ‌چیز غیر از پول ندارد، و اگر قرار باشد نام همه چنین کسانی را در تاریخ بنویسند حجم زیادی از کاغذ بیهوده حرام خواهد شد.

امّا قصه زلنسکی فرق می‌کند. او برای آن که نگذارد ملّتش میان این دو سنگ آسیا له شوند نه آمادگی داشت و نه آموزش دیده بود. بر حسب تصادف به رهبری رسید و باز بر حسب تصادف مرزدار شرقی اروپا شد، ولی بر خلاف همه انتظارات خوب از عهده برآمد. طوری که حتّی اگر همین امشب هم به رأی مردم یا فشار خارجیان از قدرت کناره‌گیری کند، بابت چهار سال و نیم مقاومت افتخارآمیز در یک نبرد کاملاً نابرابر خاطره‌ای فراموش‌ناشدنی و درس‌آموز از خود به جا گذاشته است.

آدم‌ها را اگر به حال خود رها کنی در هر محدوده‌ای که عمل می‌کنند کسی مثل پوتین یا ترامپ خواهند شد؛ کافی است اموالشان را مصادره کنی یا از روی صندلی قدرت بلندشان کنی تا دیگر هیچ‌چیز نباشند. ولی برای آن‌ که کسی مثل زلنسکی شود باید در فرآیندی تلخ و سخت یاد گرفته باشد که نوادری از انسان‌ها به فضیلت و شرف بسیار بیشتر از پول و قدرت اهمیت می‌دهند، و در سایه همین نوادر است که بقیه می‌توانند عمرشان را به جدال بر سر پول‌ها و قدرت‌های کوچک یا بزرگ بگذرانند.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
2,46000116
بهلول logo
بهلول

۱۳ مهر ۱۴۰۵، ۲۰:۵۹

یک لیگ دیگر

بعضی‌ها به شیوه کوچک‌زاده جزّ جگر می‌زنند و اقدام بانک مرکزی را جنایت می‌خوانند. بعضی‌ها مثل صادق‌الحسینی از دلارفروشی بانک مرکزی دفاع می‌کنند و آن را کار معقولی می‌دانند. بعضی‌های دیگر هم ممکن است موضعی میان این دو داشته باشند. ولی سرتاپای این دعوا مربوط به لیگ بازنده‌هاست.

جمهوری اسلامی برای آن که ادای دولت بودن دربیاورد ناچار بود ظاهر بعضی نهادهای مدرن را حفظ کند، در حالی که باطناً می‌خواست خلافت باشد و عملاً هم خلافت بود. در این خلافت هیچ نهاد مدرنی روح و اصالت و هویت نداشت. غیر از رابطه یکطرفه خلیفه و اتباع، هر چیز دیگری نمایش و بازیچه بود؛ از وزارت خارجه و مجلس گرفته تا انتخابات و تفکیک قوا. بانک مرکزی هم از این قاعده مستثنا نیست. راستش را می‌خواهید؟ جمهوری اسلامی اصولاً بانک مرکزی ندارد تا بتوان بر سر شیوه درست اداره آن وارد بحث معناداری شد. چیزی که اینها بانک مرکزی می‌نامند، از نظر قوانین صوری و بی‌خاصیتشان هرچه که باشد، در حقیقت یکی از ادارات تحت امر خزانه‌ است که وظیفه اصلی‌اش تدارک پول‌هایی است که دولت می‌خواهد و ندارد.

اگر روزی این خلافت برچیده شود، می‌شود به جای این جنگ‌های زرگری از بیخ بیهوده وارد بحث‌هایی مهم و واقعی شد: وظایف بانک مرکزی چیست؟ ترتیب و اولویت این وظایف در شرایط مختلف را چه کسی تعیین می‌کند؟ چه نهادی مسئول رسیدگی به تخلّف و اهمال در بانک مرکزی است؟ و هزاران سؤال دیگر مربوط به کلیّات یا جزئیات. تا آن روز بحث موافقان و مخالفان همّتی یا هرکس دیگری که جای او را بگیرد به خودشان مربوط است. مهم نیست حرف کدامشان معقول‌تر یا نامعقول‌تر به نظر می‌آید چون اصولاً موضوعشان خیر و صلاح عمومی نیست، حفظ و بقای دستگاه خلافت است.

یکی از قهرمانان لیگ خلافت همان حسن روحانی است که گفت طبق فتوای حضرت امام دلار مال دولت است و قیمتش را هم دولت تعیین می‌کند. یا اسحاق جهانگیری که گفت از نظر دولت قیمت دلار 4200 تومان است و هر قیمتی غیر از این خلاف است. و تازه این‌ها معتدل‌ها و اصلاح‌طلب‌هایش بودند، بقیه که جای خود دارند. در این لیگ بالا و پایین جدول مثل سر و ته یک کرباسند، در نتیجه تورّم مهارشدنی نیست و ریال سرنوشتی جز سقوط ندارد.

اگر پول باثبات یکی از لوازم مثل آدم زندگی کردن است، که حتماً هست، باید از این باخته‌ها و بازنده‌ها روگرداند و به لیگ دیگری فکر کرد. لیگ دیگری که در آن مثل آب خوردن آدم‌ها را اعدام نمی‌کنند، جنگ راه نمی‌اندازند، و به قتل و ترور افتخار نمی‌کنند.

لیگ دیگری که در آن مثل آدم بازی کردن، اگر پاداش نمی‌گیرد، لااقل مجازات نداشته باشد.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
8,79000127
بهلول logo
بهلول

۱۰ مهر ۱۴۰۵، ۱۹:۰۸

شهردار تهران می‌خواهد تورم را مهار کند. از آن طرف بانک مرکزی چند روز بعد از جهش نرخ ارز، بعد از کلی بگیر و ببند بی‌حاصل، در یک روز تعطیل بیانیه‌ای صادر می‌کند که گویی عمداً طوری نوشته شده است که هیچکس هیچ چیز از آن نفهمد.

بعد از خامنه‌ای به هرکدام از رجال این حکومت که نگاه می‌کنی به یاد عنتری می‌افتی که لوطی‌اش مرده بود.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
3,31000115
بهلول logo
بهلول

۰۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۹:۵۲

از جایی که می‌خوریم

حالا یا هر وقت دیگر، در این حکومت یا در هر حکومت دیگر، اگر قرار باشد به این آشوب پولی و بانکی و ارزی پایان دهیم قبل از هر چیز باید به آزادسازی نرخ بهره فکر کنیم.
بانک‌ها باید آزاد باشند تا برای داد و ستد وجوه با هر نرخی که صلاح می‌دانند با سپرده‌گذاران و وام‌گیرندگان و بانک‌های دیگر قرارداد ببندند. بانک مرکزی هم چنان که از روزگار والتر بجت تا به امروز در همه جای دنیا مرسوم است، با نرخی بالاتر از همه قرض می‌دهد تا همیشه در مقام «آخرین قرض‌دهنده» باقی بماند و پول پرقدرت ویرانگرش سیل‌آسا به اقتصاد سرازیر نشود. هر ترتیباتی غیر از این عنوان تخصّصی‌اش «سرکوب نرخ بهره»، و ماهیتش اخلال و خرابکاری است؛ خرابکاری‌ای که مثل بمب یکباره منفجر نمی‌کند بلکه مثل موریانه کم‌کم می‌خورد و پوک می‌کند.

با این حال سرکوب نرخ بهره یکی از محبوب‌ترین سیاست‌های اقتصادی طول تاریخ است، و قدمتش لااقل به زمانی می‌رسد که حمورابی لوحه قوانینش را نوشت و در میدان بابل گذاشت. در حالت کلّی سیاستمدار با تیر سرکوب نرخ بهره چند هدف را می‌زند که سه‌تا از آن‌ها اهمیت بیشتری دارند. اوّل محبوبیت نزد عوام‌الناس به عنوان کسی که دست تعدّی نزول‌خورهای زالوصفت را کوتاه کرده است. دوم: وقتی نرخ بهره پایین‌تر از حد واقعی است اعتبارات پرتقاضای کم‌عرضه به رانت مهمّی تبدیل می‌شوند که سیاستمدار می‌تواند از آن‌ها به عنوان امتیازاتی جهت تشویق هواداران و تضعیف مخالفانش استفاده کند. و سوم: دولت به عنوان بزرگترین بدهکار بابت بدهی‌هایش بهره کمتری پرداخت می‌کند.

این امتیازات مهم بی‌هزینه نیستند. هزینه‌شان درهم شکستن تدریجی بازار اعتبارات است، به کیفیتی که دیگر محال است درست کار کند. اگر چند اقتصاددان نیمه‌باهوش داشته باشید که قدرت اجتهادشان هرگز از محدوده آموخته‌های دانشگاهی فراتر نمی‌رود، می‌توانند تا زمان بازنشستگی هر روز و هر هفته در این بازار آش و لاش نقص و شکست جدیدی کشف کنند و برایش رگولاتوری تازه‌ای پیشنهاد دهند، امّا شالوده کج با وصله و پینه راست نمی‌شود. به همین جهت است که رؤسا و مدیران بانک مرکزی می‌آیند و می‌روند، کارمندانش بازنشسته می‌شوند و جایشان را به نسل تازه‌ای می‌دهند، ولی تقریباً هیچ‌چیز عوض نمی‌شود مگر اینکه خراب‌تر شده باشد.

نظام بانکی: زیان‌ده و بر لبه ورشکستگی، اعتبار: نایاب، رشد نقدینگی: فزاینده، تورّم: شدید و غیرقابل مهار، و در همین احوال پولی که دیگر به هیچ دردی نمی‌خورد جز آن که به محض دریافت خرج شود راهی هر بازار مربوط و نامربوطی که بتواند می‌شود و همه‌چیز را به هم می‌ریزد.

همه اینها از یک جا آب می‌خورند. انقلابیون 57 اعتبارات بانکی را هم مثل هر چیز دیگری غنیمت پیروزی‌شان دیدند و تصمیم گرفتند آن را به هرکس و هرجا که صلاح می‌دانند اختصاص دهند. برای این منظور لازم بود نرخ بهره به شدّت سرکوب شود تا تخصیص طبیعی اعتبارات به تخصیص رانتی تبدیل شود، یعنی کسی بدون تأیید مراجع ذیصلاح نتواند پول چشمگیر یا حتّی چشم‌نگیری وام بگیرد.

البته که آن زمان علمای اعلام هنوز محلی از اعراب داشتند و اسلامی شدن بانکداری (مثل اجباری شدن حجاب) می‌توانست جگر آن‌ها و مقلّدانشان را خنک کند. ولی گمان می‌کنم این فقط یکی از محصولات جانبی سرکوب نرخ بهره بود. محصول اصلی گروگان گرفتن اعتبارات بود، که احتمالاً بدون آن گروگان گرفتن یک ملّت به آن آسانی ممکن نمی‌شد.

هرچه که هست پافشاری بر این جنون ما را به جایی رسانده که بانک مرکزی اعلام می‌کند دو میلیارد دلار اسکناس به بازار می‌ریزم ولی نرخ ارز تقریباً از جای دیروز تکان نمی‌خورد، و به اقرب احتمال فردا یا پس فردا باز هم به سمت رکوردهای تازه‌ای حرکت خواهد کرد. محاصره دریایی روند رو به متلاشی شدن این اقتصاد را فقط قدری سریع‌تر کرد. پای‌بست ویران این خانه یک نرخ بهره کاریکاتوری ابلهانه است.

شاید کسانی هنوز بر سر این ادعا باشند که قرض‌الحسنه حکم ادیان ابراهیمی است، ولی احتمالاً با کمی بحث می‌توان به همان‌ها هم ثابت کرد که وقتی تورّم به بالای 80 درصد رسیده باشد، 23 درصد بهره به قرض‌دهنده بدبخت پرداخت کردن ترکیبی شیطانی از ظلم و کفر است.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
3,4200073
بهلول logo
بهلول

۰۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۶:۴۴

متاسفانه مشاهده می‌شود که بعضی وب‌سایت‌ها و کانال‌های معلوم‌الحال رقم‌های غیرواقعی برای نرخ دلار اعلام می‌کنند. لازم است با اینها برخورد گردد. طبق محاسبات الهی هم‌اکنون ارزش دلار پنج تومان و پنج‌زار است و پانزده‌زار از زمان شاه ارزان‌تر گردیده است. نمی‌دانستید بدانید.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
3,71000145
بهلول logo
بهلول

۰۶ مهر ۱۴۰۵، ۲۲:۳۶

بودجه نظامی، یک سیاهچاله موروثی

ارتش رضاشاهی نتوانست در برابر متفقین مقاومت کند. ارتش محمدرضاشاه از پس اجرای حکومت نظامی برنیامد و پادگان‌هایش به دست نیمه‌چریک‌های انقلابی افتادند. مجموعه قوای نظامی جمهوری اسلامی هم نشان دادند که قلب مواضع دفاعی‌شان در برابر تهاجم خارجی بی‌دفاع است، و گویا غیر از لاف زدن و گزاف گفتن و رجز مفت خواندن انتظار دیگری نباید از ایشان داشت. البته که زمینه و زمانه کاملاً متفاوت این سه شکست آن‌ها را غیر قابل مقایسه جلوه می‌دهد، ولی در نهایت ماییم و این واقعیت که در ایران معاصر هیچ ارتشداری از ارتشداری‌اش طرفی نبست، نه بزرگ ارتشتاران و نه دیگران.

اوّلین سوال این است که این چه وضع ارتشداری است؟ کجای کار می‌لنگد؟ چرا در دوره‌های مختلف سالیان سال وقت و هزینه صرف تربیت و تدارک نیرویی کرده‌ایم که روز مبادا وا می‌رود و توان هیچ مقابله مؤثری ندارد؟ اگر قرار است رهبران کشور خودشان را با سالی چند بار مراسم رژه ارضا کنند که کار با یک گروه تئاتر و یک دسته موزیک و چندتا دوربین تلویزیونی جمع می‌شود، پس این همه مخارج هنگفت چرا؟

سؤال دوم مربوط به همین مخارج است. تا کی می‌خواهیم و می‌توانیم این همه منابع را به چاه ویل مخارج نظامی بریزیم و حرام کنیم؟ راست‌تر بگویم: تا کی می‌خواهیم و می‌توانیم با هزینه‌های نظامی برای خودمان هزینه‌های سنگین‌تری بتراشیم؟ قاعدتاً منظور از تدارک نیروی نظامی حفظ امنیت است. امّا وقتی این نیروی نظامی به هیکل فربهی از هزینه و ناکارآمدی و فساد تبدیل شود، برعکس عمل می‌کند، ناامنی به بار می‌آورد، و دولت و مردم را متحمّل هزینه‌هایی می‌کند که قابل اجتناب بوده‌اند.

جنگی که بیش از یک سال است در نبردهای مختلف آن هزینه و تلفات می‌دهیم، از بلندپروازی‌ها و سوءمحاسبات نظامیانی شروع شد که برای خودشان دشمن خلق کردند و برای ضرب شصت نشان دادن به آن دشمن هم از خط قرمزهایی رد شدند که خونشان را در سطح بین‌المللی مباح کرد. می‌توانید حالتی را تصوّر کنید که نظامیان ایرانی ـ‌مثل اغلب نظامیان جهان‌ـ در سنگرهای مرزبانی مشغول مراقبت از سرحدّات بودند، و باز هم جنگی به این شدّت و در این ابعاد درمی‌گرفت؟ من که نمی‌توانم. این ناامنی فعلی نانی بود که متولّیان متوهّم تأمین امنیت در سفره ما گذاشتند. و کار فقط به همین‌جا هم ختم نمی‌شود.

تورّمی که امروز بیچاره‌مان کرده و هیچکس راه حلی برای مهارش ندارد، یکی از عوامل مهمی است که احساس امنیت را از ما گرفته. چنانکه علمای اقتصاد می‌گویند، این تورّم ناشی از کسر بودجه شدید دولت است. و دولت اگر قرار نبود بارکش هزینه‌های سرسام‌آور و در عین حال بیهوده نظامی باشد، آیا کسری بودجه داشت، یا به این اندازه کسری بودجه داشت؟ پس گویا مخارج نظامی ما فقط بیهوده و بی‌فایده نیستند. آن‌ها تبدیل به یکی از اجزاء کسربودجه‌ای می‌شوند که امروز غیر از خلق نقدینگی و ایجاد تورّم راهی برای تأمین آن وجود ندارد. و همین تورّم و افت ارزش پول است که باعث می‌شود دلار به حدود 250 هزار تومان برسد و به زودی از آن هم گران‌تر شود.

القصّه. همه ما درباره آینده خیال‌هایی می‌کنیم، امّا اگر کسانی هستند که به آینده ایران «فکر» می‌کنند، حتّی اگر از مسائل نظامی سررشته ندارند هم باید برای این سؤالات پاسخ‌های جدّی و قابل دفاعی بیابند: با توجّه به سوابق گذشته آیا بهتر نیست ایرانی‌ها کلاً نظامی‌گری را ببوسند و کنار بگذارند؟ در غیر این صورت، آیا یک نیروی نظامی کوچک و کارآمد در کنار یک دیپلماسی صلح‌طلبانه راه مناسب‌تری برای تأمین امنیت ما نیست؟ و باز در غیر این صورت چطور ارتشی بسازیم که سرکنگبین قدرت دفاعی‌اش به صفرای شکست نظامی و ورشکستگی اقتصادی نیفزاید؟

برای این روزها هم این سؤال بد نیست اگر کسی جرأت فکر کردن داشته باشد: وقتی کار به جایی می‌رسد که هزینه‌های نظامی دیگر نه از طریق مالیات و استقراض، بلکه از طریق دزدی شرم‌آوری مثل ایجاد تورّم تأمین می‌‌شوند، آیا خیانتکار کسی است که بر ادامه جنگ اصرار دارد، یا آن که می‌گوید شکست را بپذیریم و بگذاریم تاریخ از نو ورق بخورد؟

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
9,07000105
بهلول logo
بهلول

۳۰ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۳۴

سالی که نکوست

ده درصد کوچک‌تر شدن یک اقتصاد مثل این نیست که حجم یک کره یا مکعب ده درصد کمتر شود. انقباض اقتصاد قبل از هرچیز به معنای کمتر شدن محصولات و مشاغل بسیار تخصّصی، کاهش بهره‌وری، و مساعد شدن زمینه برای گسترش هرچه بیشتر فقر است. شغل‌های زیادی از بین رفته‌اند، ولی مهم‌تر از آن پایین آمدن عمومی کیفیت کار است. در یک اقتصاد در حال انقباض شدید، انگیزه‌ فعالیت اقتصادی در حال تضعیف است و از این حیث دستمزدبگیران فرودست با سرمایه‌گذاران فرادست تفاوت چندانی ندارند.

قسمتی از سرمایه اقتصاد از دست رفته و نابود شده است. قسمت دیگری معطّل مانده و به سرعت در حال استهلاک است. قسمت دیگری هم در جریان انتقال به سایر بخش‌های اقتصاد متحمّل افت و خسارت می‌شود. در حالی که هیچ سرمایه‌دار و هیچ سرمایه‌گذاری پی چنین زیان‌های عظیم غیرمترقبه‌ای را به تن نمالیده بود. در همین حال با تیره و تار شدن چشم‌اندازها اعتبار بازاری گران‌تر و کمیاب‌تر می‌شود، و اعتبار دولتی ارزان باتلاق فساد و فرار سرمایه را عمیق‌تر می‌کند.

راجع به هرکدام از این قصّه‌های پر غصّه و نظایر آن‌ها می‌توان چندین کتاب نوشت و باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود. ولی همه اینها را در یک جمله خلاصه می‌کنیم و می‌گوییم اقتصاد ایران در بهار چهارصد و پنج، ده درصد کوچکتر شد. با اعلام این آمار درواقع هیچ‌چیز نگفته‌ایم. ویرانی و فرسایش یک اقتصاد را نمی‌توان با یک عدد توصیف کرد. ابعاد فاجعه‌ای که این روزها از سر می‌گذرانیم را فقط خدا می‌داند. و این تازه بهار بود.

بعدالتحریر: بد نیست کمی با خودمان فکر کنیم که بازار بورسی که در ماه‌های انقباض شدید اقتصاد با سرعتی برق‌آسا در حال صعود است چطور مسخره‌بازاری می‌تواند باشد.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
3,6700075
بهلول logo
بهلول

۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ۰۱:۳۹

زن، زندگی، آزادی: شرابی چهار ساله

بعضی متفکّران گذشته معتقد بودند که حکومت‌های توتالیتر یک negative society می‌سازند. یعنی جامعه‌ای که هیچ هویت یا آرمان ایجابی ندارد. بنیانگذاران این حکومت‌ها تا قبل از رسیدن به قدرت وعده‌های ایجابی زیادی می‌دهند، ولی وقتی اداره امور را به دست می‌گیرند متوجّه می‌شوند که زورشان به چیزی بیشتر از سرکوب مردم و اپوزیسیون نخواهد رسید زیرا طبیعت انسان و جامعه انسانی به سختی در برابر تحقّق وعده‌های آرمانشهری‌ مقاومت می‌کند. پس از سر ناچاری به ساختن جامعه‌ای رضایت می‌دهند که قرار نیست به هیچ مقصد نهادی‌ـ‌حقوقی مشخصی برسد؛ جامعه‌ای که خودش را صرفاً در ضدّیّت و مبارزه با سایر آرمان‌ها و عقاید (نظیر سرمایه‌داری، امپریالیسم، لیبرالیسم و ...) تعریف می‌کند. نیاز حکومتی که چنین جامعه‌ای می‌سازد به «دشمن» و «تبلیغات» را می‌‌توان با نیاز انسان به آب و غذا مقایسه کرد.

نفی دیگران در کوتاه‌مدت انرژی سهمگینی تولید می‌کند، ولی نمی‌شود با آن یک ساختار پایدار ایجاد کرد. زیرا انسان‌ها به زودی از خود می‌پرسند آیا ارزشش را دارد که رنج ببریم و از مواهب زندگی محروم شویم فقط به این خاطر که با دشمن دشمنی کرده باشیم؟ و تکثیر آشکار و نهان چنین عناصر واداده و مسئله‌داری در همه لایه‌های جامعه نهایتاً حکومت توتالیتر را به یکی از این عواقب محتمل دچار می‌کند: شکست در جنگ، فروپاشی درونی، یا چرخش اجباری به سمت اصلاحات.

احتمالاً بزرگترین فرق جمهوری اسلامی با حکومت‌های توتالیتر کلاسیک، اهداف و دستاوردهای ایجابی آن است. تا قبل از 1401 جمهوری اسلامی می‌توانست ادعا کند که پس از سرنگونی حکومت غربگرای شاه بساط فسق و فجور را از صحن خیابان‌ها برچیده و ظاهری اسلامی به کشور داده است. مثلاً زن‌ها محجبه‌اند، کسی در ملاء عام شرب خمر نمی‌کند، بانک‌ها به جای بهره سود مشارکت پرداخت می‌کنند، و محاکم طبق قانون مجازات اسلامی به جرائم کیفری رسیدگی می‌کنند. و این‌ها گام‌های مقدّماتی‌اند برای تشکیل جامعه‌ای که در آن سایر احکام اسلام نیز به موقع اجرا گزارده شود.

حجاب پررنگ‌ترینِ این دستاوردها بود؛ یک رکن تبلیغاتی بی‌بدیل به عنوان بارزترین تجسّم مادّی جامعه‌ای که مدّعی ساختنش بودند. امّا از چهار سال پیش به این طرف به شهادت مناظری که در هر کوی و برزن می‌بینیم دیگر گزاره‌ «این یک جامعه اسلامی است» نه فقط بدیهی نیست، بلکه اثباتش هم کار ساده‌ای به نظر نمی‌رسد. و ماحصل همه این مشاهدات یک نتیجه‌گیری است که مشکل می‌توان با آن مخالفت کرد: جمهوری اسلامی نتوانست یک جامعه اسلامی بسازد و آن را در گذر روزگار حفظ کند. بنابراین حالا مانند الگوهای توتالیترش ناچار است صرفاً به آرمان‌های سلبی‌ای تکیه کند که از خانه عنکبوت هم سست‌ترند، مثل مرگ بر این یا مقاومت در برابر آن.

جمهوری اسلامی بعد از سقوط سنگر استراتژیک حجاب اجباری مثل یک کشتی بی‌لنگر به نظر می‌رسد که از گردابی به گرداب دیگر می‌افتد. دیگر هدفی جز متلاشی نشدن ندارد. ولی تلاش برای بقا هدف یک ارگانیسم زنده است، نه یک دولت. دولتی که برای بقا دست و پا بزند را باید مرده‌ای فرض کرد که هنوز اعلامیه ترحیمش را به دیوار نزده‌اند. از پاییز 1401 تا به حال فقط یک حکومت بلاتکلیف را می‌بینیم که بین سه گزینه مرگبار پیش رو تلوتلو می‌خورد و یک لحظه از ثبات و آرامش چهار سال قبلش را در خواب هم نمی‌بیند. خون مهسا دامنگیر بود.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
5,14000133
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

یارب روا مدار گدا معتبر شود

شروع هر جنگی به معنای افزایش شدید و ناگهانی مخارج دولت‌های درگیر است. این مخارج را نهایتاً مردم هیچکاره بی‌خبر از همه‌جا خواهند پرداخت، ولی شیوه تأمین مالی می‌تواند فشار وارد بر آن‌ها را بیشتر یا کمتر کند. روی همین حساب این سؤال همواره اهمیت داشته است که هزینه‌های جنگ را باید به چه روشی، و از کدام محل تأمین کرد.

از دیدگاه اقتصادی محض معقول‌ترین راه استقراض است. به این ترتیب که دولت به جای افزایش شدید مالیات‌ها، مبالغی را قرض می‌گیرد و بعد از جنگ با افزایش اندک مالیات در یک دوره طولانی، بدهی‌اش را پرداخت می‌کند و پرونده مالی جنگ را می‌بندد.

اما این بهترین روش اقتصادی، بدترین روش سیاسی است. آدام اسمیت به درستی معتقد بود که هرچه بار مالی جنگ نامحسوس‌تر باشد، دست دولتمردان جنگ‌طلب بازتر، و تعداد و مدت جنگ‌ها بیشتر خواهد شد. در حالی که اگر مردم فشار مالی جنگ را فوراً و مستقیماً حس کنند، با قاطعیت بیشتری به سیاستمداران فشار می‌آورند تا اولاً بیخود و بیهوده وارد جنگ نشوند، و ثانیاً اگر بنا بر مصالحی حیاتی مجبور به جنگ شدند، آن را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به پایان برسانند.

البته این بحث‌ها قرن هجدهمی، و نهایتاً قرن نوزدهمی است. در روزگار ما که دولت‌های رفاه می‌توانند بیش از نیمی از منابع اقتصادی کشور را در اختیار داشته باشند و هنوز هم ادعای کوچک بودن کنند، دشواری تأمین مالی جنگ به شوخی شبیه است. به هزاران راه مختلف می‌توانید برای مخارج جنگ منابع بیابید. یکی از ساده‌ترین‌هایش این است که پول منتشر کنید، پول منتشر کنید، و باز هم پول منتشر کنید. مطمئن باشید هیچ اتفاق بدی نمی‌افتد. قیمتها بالا می‌روند، ولی به جهنم. در دیکتاتوری‌ها کسی جرأت اعتراض ندارد، در دموکراسی‌ها هم اعتراض کسی به جایی نمی‌رسد. تا دلتان بخواهد هم اقتصاددان و روزنامه‌نگار اجیر یا نادان وجود دارد که به مردم بگوید تورم در زمان جنگ طبیعی و ناشی از فشار هزینه‌ها می‌باشد و باید از طریق سیاست‌های کنترل قیمت و تنظیم بازار با آن مقابله گردد. به همین سادگی.

این مقدمات را چیدم تا بگویم اگر روش‌ها و امکانات مدرن مالیه عمومی وجود نداشتند دولت ناکارآمد نامشروعی مثل جمهوری اسلامی (که من از دولت نامیدن آن احساس حماقت می‌کنم) در پنجاه سال استقرارش احتمالاً صد بار ورشکست شده بود و هرگز نمی‌توانست آن‌قدر بر بلاهت و شرارت اصرار کند که کار خودش و ما را به چنین جاهای باریکی بکشد.

از ما که گذشت ولی کاش آیندگان بدانند که سعادتشان در گرو دولت کوچک دست‌بسته‌ای است که ناچار باشد برای هر ریال خرج و مخارج اضافی کاسه گدایی‌اش را جلو نمایندگان مردم بگیرد و التماس کند. معتبر شدن این گدا تمدن را تهدید می‌کند.
8,60000147
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

روایات ممنوعه

: روزنامه پیام ما در گزارشی، آخرین شب زندگی هفت تن از ساکنان روستاهای شهرستان خمیر را که در جریان حملات آمریکا به پل‌ها کشته شدند، روایت کرد.

چقدر خوب. مطبوعاتی داریم که روایت می‌کنند تا مرگ انسان‌های بیگناه به سکوت برگزار نشود. خیلی خوب است. امّا... آدمی بی‌اختیار به یاد گروه دیگری از قربانیان می‌افتد که هر هفته چند نفرشان همراه با صدای اذان به دار آویخته می‌شوند، ولی آخرین شب زندگی‌شان را هیچ روزنامه‌ یا شبنامه‌ای روایت نمی‌کند.

گروه اوّل تصادفاً و بی قصد و منظور کشته شده‌اند؛ در جنگ. گروه دوم تعمّداً و با قصد و نیت قبلی به قتل می‌رسند؛ طیّ تشریفات قانونی. واضح است که اگر مرگ گروه اوّل را باید گفت، مرگ گروه دوم را باید فریاد زد. ولی مشکلی وجود دارد. کافی است درباره مرگ گروه دوم یک کلمه همدلانه بنویسید تا در روزنامه‌تان را تخته کنند و خودتان را هم به جایی بفرستند که عرب نی انداخت. پس چاره‌ای جز سکوت نیست. امّا حالا که بنا بر سکوت است بهتر نیست کلاً سکوت کنیم؟ بیان بخش‌های دستچین‌شده‌ای از حقیقت، گمراه‌کننده‌تر از دروغ نیست؟ آب ریختن به آسیاب سانسور نیست؟ فراهم کردن مصالحی مرغوب برای مظلوم‌نمایی ظالم نیست؟ برعهده گرفتن وظیفه‌ای نیست که شبکه رسانه‌ای عظیم و پرخرج حکومت عرضه انجامش را ندارد؟ نمی‌دانم.

آزادی بیان را هرکسی که می‌خواهد برای این می‌خواهد که بتواند ظلم را روایت کند تا شاید عدالتی در پی بیاید، یا آبرویی از ظالم برود. وقتی روایت ممنوع است هیچکس از هیچ جنایتی در امان نیست، در حالی که همه فکر می‌کنند با رعایت خط قرمزهای به اصطلاح قانونی امنیت و عافیتشان را کم و بیش تضمین کرده‌اند.

همین امشب هم شب آخر زندگی بعضی نفراتی است که ما حداکثر اسمی از آن‌ها خواهیم شنید و عکسی خواهیم دید. بی آن که هیچوقت بدانیم که بودند و چرا باید زندگی‌شان اینجا و اینطور به پایان می‌رسید.

نه می‌دانم و نه می‌توانم. وارفته‌تر و نومیدتر از همیشه به ماه مغموم شب چهاردهم خیره می‌مانم که انگار دارد می‌گوید: کاش کاش کاش کاش، روایتی روایتی روایتی، در کار در کار در کار می‌بود...
3,87000130
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

برای دکتر غنی‌نژاد آرزوی تندرستی و طول عمر دارم. ان‌شاءالله که بلا دور است.

در ایام عادی هم کارهایی واجب‌تر از جواب دادن به ترهات مسجع عبدالکریم سروش وجود دارد، چه رسد به این روزها و ساعات. برای او که زبان شعر و شاعری را خوب بلد است، اگر به گوشش برسد، همین بیت حافظ کافی است:

پیر گلرنگ من اندر حق ازرق‌پوشان
رخصت خبث نداد، ار نه حکایت‌ها بود
3,63000117
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

درد و دریغ

اگر آن‌قدر پست نشده بودید که مردم بی‌دفاع کف خیابان را به رگبار ببندید، آن‌قدر ضعیف نمی‌شدید که خلبان‌های بحرینی و کویتی بتوانند بمبارانتان کنند.

آب سر بالا نمی‌رود. دنیا با کسانی که از حماقت و لاقیدی دست برنمی‌دارند شوخی ندارد. با پرچم‌های یا لثارات الفلان نمی‌توان قوانین جهان را تغییر داد. و آخر کار چوب خدا را از کسانی خواهید خورد که همیشه با پوزخند و مسخرگی تحقیرشان کردید.

شاید مایل نباشیم به روی خودمان بیاوریم اما خاورمیانه جای دیگری شده است، متفاوت با چیزی که تا همین چند روز پیش فکر می‌کردیم. ایران راهی قعر اسفل‌السافلین است.

سعدی فرمود: از مایه بیچارگی قطمیر مردم می‌شود/ ماخولیای مهتری سگ می‌کند بلعام را
4,00000131
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

برای رساندن یک دولت از پایین‌ترین سطح بربریت به بالاترین درجه شکوفایی، به چیز دیگری جز صلح، مالیات‌های سبک و یک دستگاه قضایی قابل تحمّل نیاز نیست؛ هرچیز دیگری که لازم باشد توسط روند طبیعی امور پدید خواهد آمد.
‎آدام اسمیت
4,10000115
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

دیالکتیک لوده‌ها

لوده‌ای لوده ارشد را به چالش می‌کشد و می‌پرسد: چرا ما در جنگ تنها هستیم و هیچکس کمکمان نمی‌کند آقای وزیر؟ این چه وضع روابط خارجی است؟ لوده ارشد آه حکیمانه‌ای می‌کشد و جواب می‌دهد: خب دلیلش این است که ما اصول و آرمان‌هایی داریم که متاسفانه دولت‌های دیگر ندارند.

لوده با همین پاسخ قانع می‌شود و این بحث بنیادی را ادامه نمی‌دهد. نمی‌پرسد اصول و آرمان‌هایی که یک ملت را منزوی و کتک‌خور می‌کنند به چه دردی می‌خورند. نمی‌پرسد اصلا این اصول و آرمان‌هایتان را از کجا آورده‌اید. و به طریق اولی نمی‌گوید مرده‌شور اصول و آرمان‌هایی را ببرد که حاصلشان ویرانی و مرگ و بدبختی است.

نمی‌پرسد و نمی‌گوید، چون او حتی یک لوده واقعی هم نیست. لوده‌ اجاره‌ای است. طوری کوکش کرده‌اند تا فقط در محدوده‌هایی بی‌خطر و بی‌تاثیر و مجاز لودگی کند.

و نتیجه اینکه اگر مهران غفوریان و جواد رضویان را به جای موگویی و عراقچی می‌نشاندید تا جنگ و سیاست خارجی را آزادانه و فی‌البداهه به هجو بکشند، حتماً حرف‌های جدی‌تر و مهم‌تری می‌شنیدید.
4,78000145
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

از ظلمی که به عادل رفت

1ـ اواخر خرداد 88 پایتخت شاهد تظاهراتی عظیم و بی‌سابقه در اعتراض به نتایج انتخابات بود. تلویزیون یک خط خبر الکی کار می‌کرد و رد می‌شد. در حالی که صحنه تلاش ناکام اوباما برای گرفتن یک پشه را هزار بار با تحلیل و تفسیر پخش می‌کرد و آن را نشانه افول تمدن غرب می‌دانست. کفر آدم‌ها درمی‌آمد قاعدتاً. این شد که یک روز عصر جمعیت بزرگی با پیام «ما را هم ببینید» به سمت چهارراه پارک‌وی راه افتادند و بی آن که شعاری بدهند یا چیزی بگویند، کف خیابان جلو ساختمان صداوسیما چند ساعت روی زمین نشستند. من هم بینشان بودم. و هیچ‌وقت به ساختمان تلویزیون از این نزدیک‌تر نشدم. آن سال سال طلاق گرفتنم از تلویزیون جمهوری اسلامی بود. در حدّی که دیگر اگر جایی بودم و صاحبخانه تلویزیون را روشن می‌کرد بلند می‌شدم و خداحافظی می‌کردم.
و احتمالاً همان سال بود که اسفندیار منفردزاده در مصاحبه با عنایت فانی به فرهاد فخرالدینی حمله کرد و گفت اگر امثال فخرالدینی در تلویزیون نمی‌ماندند، و به رگ‌های رژیم خون فرهنگی تزریق نمی‌کردند، این‌ها این همه سال دوام نمی‌آوردند. حرفش تا مدتها برایم پذیرفتنی به نظر می‌رسید.

2ـ سن و سالم که بالاتر رفت به این باور رسیدم که امور اجتماعی و انسانی پیچیده‌تر از آن هستند که تکلیفشان با حکم‌های قاطع یک خطی روشن شود. دیگر نمی‌توانستم بگویم هرکه با تلویزیون جمهوری اسلامی کار کرده رو در روی مردم ایستاده است. چون مثلاً از خودم می‌پرسیدم: آیا کسی مثل منوچهر نوذری که سال‌ها پرمخاطب‌ترین برنامه‌های تلویزیون و رادیو را می‌گردانْد، آدم حکومت بود؟ و می‌دیدم هیچ جوری نمی‌شود به این سؤال پاسخ مثبت داد. او مثل فریدون فرخزاد نبود که به یک فعال رسانه‌ای ضدرژیم تبدیل شود، ولی آدم حکومت هم نبود. شاید به این دلیل که اصلاً سواد و مذاق سیاسی نداشت. همانطور که اغلب آدم‌ها ندارند. او در «مسابقه هفته» و «صبح جمعه با شما» کار خودش را می‌کرد. و صبح جمعه همان برنامه‌ای بود که مرتضی آوینی علناً خواستار تعطیلی‌اش شد چون معتقد بود از بس جذّاب است باعث می‌شود مردم در خانه بمانند و برای اقامه نماز جمعه راهی دانشگاه تهران نشوند.
به برنامه‌سازهای آن سال‌ها که نگاه می‌کنی عدّه زیادی را می‌بینی که آدم حکومتند و کارشان ترویج فرهنگ ساختگی‌ای است که حکومت قصد داشت جا بیندازد. ولی کسانی را هم می‌بینی که آدم حکومت نیستند. کسانی که آن‌جا هستند چون ذوق و قریحه و تخصّصشان کار رسانه‌ای است، آن هم در سال‌هایی که مملکت غیر از صداوسیما رسانه دیگری ندارد. و اتفاقاً اگر کسانی مثل من هیچوقت آن بچه مسلمان خالص و خلّصی که حکومت انتظار داشت نشدیم، از جمله به خاطر این است که تلویزیون آن دوره به هر دلیل نمی‌توانست این دسته از برنامه‌سازهای غیرخودی را کنار بگذارد و کار را یکسره به دست سوپرحزب‌اللهی‌ها بسپارد.
در نتیجه تصوّر می‌کنم کسی مثل من، حزب‌اللهی نشدن و نبودنش را ـ‌دستکم تا اندازه‌ای‌ـ به همان کسانی مدیون است که منفردزاده به همکاری و همدستی با رژیم متّهمشان می‌کرد.

3ـ گمان می‌کنم عادل فردوسی‌پور هم از همان جنس برنامه‌سازان است. صداوسیما در دوره‌ای طولانی با این توهّم که برنامه‌های سرگرمی جنبه ایدئولوژیک ندارند و فقط مخاطب عوام جذب می‌کنند، درباره سازندگان این برنامه‌ها و محتوای آثارشان کمتر سخت گرفت؛ غافل از این که همین چهره‌ها خیلی بیشتر از سخنگویان و خطیبان رسمی برنامه‌های جدّی حامل فرهنگ هستند. امّا وقتی واضح شد که جنگ فرهنگی را به کلّی باخته‌اند، تصمیم گرفتند با توتالیتر شدن جبران مافات کنند. بنابراین امثال فردوسی‌پور را هم بیرون کردند تا حتّی غیرایدئولوژیک‌ترین برنامه‌ها را هم به عناصر وفادار و قسم‌خورده بسپارند. و به تبع، وجود رقابت در فضای نوظهور مجازی را هم برنتافتند.
نمی‌دانم در صف کسانی که از حق کار کردن محروم شده‌اند جای کسی مثل فردوسی‌پور کجاست. ولی این را می‌دانم که همیشه خدا اکثریت قاطع رنج‌ها و دردها بی‌صدایند و نامرئی‌. وقتی ظلمی که به یک نفر رفته داستان می‌شود و بر سر زبان‌ها می‌افتد، قصه فقط قصۀ آن یک نفر نیست. آن یک نفر نماد و نمایندۀ هزاران هزار کس دیگری است که به ناحق خانه‌نشین شدند بی آن که ملجئی برای دادخواهی بیابند؛ هزاران هزار کسی که زندگی هرکدامشان را اگر بکاویم حتماً نکاتی خواهیم یافت که طبق معیارهای یک خطی قاطع حاکی از مردمی نبودنشان، یا حتی مردم نبودنشان باشد.

تکمله: این چند خط را به مهدی تدیّنی عزیز تقدیم می‌کنم که شخصاً جز محبت و احترام از او چیزی ندیده‌ام امّا بارها آرزو کرده‌ام کاش نامهربانی‌اش را برای آن‌هایی کنار می‌گذاشت که لایق هیچ مهری نیستند.
4,18000162
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

مانده‌ام که این آتش پدافند را برای چه حرام می‌کنند. آمدیم و الله‌بختکی یک جنگنده را هم زدید. خلبانش ایجکت می‌کند و یک جایی فرود می‌آید. بعد هم می‌آیند و نجاتش می‌دهند و می‌روند. یک فصل دیگر رسوایی و تحقیر برایتان می‌ماند و چندین نفر تلفات. بس نیست این مسخره‌بازی؟
3,17000134
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

صلح اضطراری

گاهی اراده طرفین درگیر برای درهم کوبیدن همدیگر به حدّی قوی است که تنها راه قابل تصوّر پایان جنگ آن است که کفگیر اقتصاد یکی از آن‌ها به ته دیگ خورده باشد. چون سرسخت‌ترین، متعصّب‌ترین، و خیال‌پردازترین نظامیان هم به ناگزیر پابند اقتصادی هستند که بتواند هزینه‌های کمرشکن ارتشداری را تأمین کند. تنگنای اقتصادی اضطرار عینی تخطّی‌ناپذیری است که اراده جنگ را تحلیل می‌برد، و گزینه کنار آمدن با دشمن یا حتّی پذیرفتن شکست را روی میز می‌گذارد.

در نتیجه وقتی کشوری فقیر و منزوی که از خارج حمایت نمی‌شود با بزرگترین اقتصاد جهان دربیفتد، چندان منطقی نیست که امیدوار باشیم گران شدن نفت طرف ثروتمند را به عقب‌نشینی وادارد، در حالی که کاملاً منطقی است اگر منتظر روزی باشیم که مسئول خزانه طرف فقیر کف دستش را جلو رئیس ستاد ارتش بگیرد و بگوید: اگر مو دیدی بکن.

البته احتمالاً برای ما چنان روزی نزدیک نیست. هنوز بازارها پر از ارزاق است و اکثرمان روزی 22 ساعت برق داریم. امّا معلوم هم نیست که خیلی دور باشد. شیب تابع فلاکت ممکن است تندتر از آنی شود که خیلی‌هایمان فکر می‌کنیم. بمباران و محاصره با یک اقتصاد همان کاری را می‌کنند که سکته و خفگی با جسم انسان می‌کند.

غیرعقلانی‌ترین بازیگران هم روزی که دیگر چیزی برای خوردن نداشته باشند، از گرد فرماندهان و تئوریسین‌های متوهّمشان پراکنده خواهند شد. و به همین خاطر است که تاریخ معاصر مملوّ از جنگ‌هایی است که به انگیزه‌های ایدئولوژیک شروع شدند ولی به دلایل اقتصادی پایان یافتند.
3,80000123
بهلول logo
بهلول

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰

تا دقایقی دیگر...

البته علی‌الاصول دشمنان هیچ‌گاه رو به هزیمت نخواهند گزارد. اگر می‌نوشتی رو به هزیمت خواهند گذاشت یا رو به هزیمت خواهند نهاد، آن‌وقت از یک چیز ممکن حرف زده بودی. که البته امکانش از امکان زنده بودن خودت هم خیلی کمتر است.

پ.ن ۱: قدیم‌ها آخوندها هرچه نداشتند حداقل سواد خواندن و نوشتن داشتند.

پ.ن ۲: مرا باش که به بچه‌های سیزده‌ساله‌ای که سالی دو ماه هم مدرسه نمی‌روند گیر می‌دهم که آخر هر کلمه‌ای که کسره دارد ه نگذارید.
4,1200091
بهلول logo
بهلول

۰۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۰:۰۸

زمستان ۵۷ چند هزار نفر از پرسنل صنعت نفت اعتصاب کردند. شش میلیون بشکه صادرات نفت خوابید و بنزین کمیاب شد.

تابستان ۴۰۵ بیش از دویست هزار نفر در همان صنعت نفت مشغول کارند. چند برابر کارکنان غیرنفتی دولت حقوق می‌گیرند و فکر چیزی مثل اعتصاب هم به خیالشان نمی‌رسد. ولی دو میلیون بشکه صادرات نفت قطع شده و بنزین گیر نمی‌آید.

قاعدتاً باید نتیجه بگیریم که اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که برای خواباندنش نیازی به اعتصاب نیست.

راستی اگر خواستید در خانه بنزین تولید کنید خیلی مواظب باشید و حتماً سیگارتان را از زیر لب بردارید. یک چیز لامصبی است که ناغافل آتش می‌گیرد. متانولش را هم کمتر بگیرید لطفاً.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
5,80000133
بهلول logo
بهلول

۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۳۰

اصلاحات اضطراری، اصلاحات عقیم

بیهودگی چندین مرتبه اصلاح قیمت بنزین در سال‌های اخیر در درجه اوّل ناشی از تداوم تورّم بوده است. دولت هر چند سال یک بار، با هزار تشویش و مصیبت، قیمت بنزین را افزایش می‌دهد و میخکوب می‌کند. با این کار قیمت فروش بنزین تا حدّی به هزینه تولید آن نزدیک می‌شود. در نتیجه برای چند صباحی بار مالی تأمین یارانه سبک‌تر و انگیزه قاچاق ضعیف‌تر می‌شود، ضمن اینکه بعضی‌ها به فکر صرفه‌جویی می‌افتند. ولی هیچ‌کدام از اینها زیاد طول نمی‌کشند. چون کسی مایل و قادر به مهار رشد حجم پول نیست، و رودخانه خروشان تورّم همیشه در حال طغیان است. پس همه قیمت‌ها به نسبت‌های مختلف بالا می‌روند، به جز قیمت‌هایی که به فرمان دولت میخکوب شده‌اند؛ ازجمله قیمت بنزین. در شرایطی که همه‌چیز گران‌تر می‌شود، کالاهایی مثل بنزین عملاً در حال ارزان‌تر شدن هستند. این کالاهای جامانده از قافله تورّم آن‌قدر ارزان می‌شوند که دولت بار دیگر از تأمین هزینه یارانه‌شان درمانده می‌شود، سود هنگفت قاچاقشان هر هزینه و ریسکی را کمرنگ می‌کند، و کسی بابت حیف و حرام کردنشان ملالی به دل راه نمی‌دهد. روز از نو و روزی از نو. وقت یک افزایش قیمت دیگر است.

اگر به دولت جمهوری اسلامی بگوییم تورّم را مهار کن، مثل این است که به او گفته باشیم از این به بعد دولت جمهوری اسلامی نباش. چنین توصیه‌ای مهمل است. ولی شاید این را بتوان گفت که این بار، خبر مرگتان، قیمت را به هر جا که رساندید دیگر تثبیتش نکنید. بگذارید قیمت بنزین هم مثل قیمت تخم‌مرغ، گوجه فرنگی، خود اتومبیل، یا لوازم یدکی و روغن و لاستیک آن همراه با تحوّلات بازار نوسان کند. بهتر نیست قیمتی که همیشه از پرش کردن ناگزیرش ترسیده و لرزیده‌اید، دیگر پرش نکند و مثل بقیه قیمت‌ها تدریجاً زیاد شود؟

و البته همین توصیه هم مهمل است. این دولت در برابر مافیایی که از انرژی ارزان، تورّم، تحریم، فیلترینگ و سایر شرور تغذیه می‌کند کاره‌ای نیست. کلّ این مجموعه به سراشیب املاء و استدراج افتاده و فقط قطره قطره پیمانه بی‌کفایتی‌اش را پر می‌کند تا به همان سرانجامی برسد که آرامگاه ابدی همه اصلاح‌ناپذیران است. احتمالاً تنها توصیه به چنین حکومت‌هایی همان است که قرآن گفت: اعملوا ما شئتم؛ هر کار دلتان می‌خواهد بکنید. آن که به هیچ قانونی پایبند نبود، چند وقتی مهلت دارد از آزادی مطلق و مرگبارش لذت ببرد.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
5,5700068
بهلول logo
بهلول

۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۲۸

به نظر می‌رسد مهم‌ترین نگرانی چپ‌ها و ملّی‌کن‌های حرفه‌ای، تأسیس هر سازمان سیاسی جدیدی است که چیزی مثل اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی نداشته باشد. این اصل ساختمان عظیم و تودرتویی از فساد بنا کرده که در آن سفره رنگین رانت همیشه پهن است. اگر بتوانید دربان دم در را قانع کنید که خودی هستید و وارد این ساختمان شوید، نانتان مادام‌العمر در روغن خواهد بود چون به عنوان مدیر، معاون، مشاور، رایزن، مسئول روابط عمومی یا ده‌ها نوع طفیلی دیگر تا پایان عمر از انواع مزایا و امتیازات پیدا و پنهان بهره‌مند می‌شوید و به دیگران فخر می‌فروشید، بی‌آن‌که زحمت خاصّی بکشید یا در معرض ریسکی قرار بگیرید.

دولت‌ها و رئیس دولت‌های مختلفی که بر سر کار می‌آیند چیزی بیش از مدیر این ساختمان نیستند. بنابراین حتی اگر هم لیبرال و نولیبرال باشند ( که نیستند، ولی پیره‌منتقدان لیبرالیسم هرگز از تکرار این دروغ شاخدار حیا نمی‌کنند) اختیاری برای برداشتن سقف و ستون‌ها و پی‌ریزی یک عمارت جدید ندارند.

شهادت می‌دهم که من هم اگر از خودی‌های ساکن این ساختمان بودم کوچکترین نقدی به این اصل، یا اندیشه و اخلاقیات باعث و بانیان این اصل را در حکم تیری می‌دیدم که به تخم چشمم شلیک شده باشد.

پی‌نوشت: از این درد بی درمان که هزار کار واجب را زمین می‌گذارم تا به سخنرانی‌ فرشاد مؤمنی گوش کنم یا نوشته‌های علی دینی ترکمانی را بخوانم به ستوه آمده‌ام.

https://t.me/AmirrezaAbdolii

Telegram

بهلول

amirreza abdoli

VIEW CHANNEL
4,3600074
بهلول logo
بهلول

۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۵۱

‍ موسیقی ملّی و حس ملیّت

موسیقی ایرانی پشتوانه مذهبی ندارد. برعکس، اهل طرب همیشه خار چشم روحانیون بوده‌اند. گویا در اقیانوس اخبار و احادیث شیعه هیچ مدرکی یافت نمی‌شود که نشان از تأیید موسیقی و تکریم مطربان از ناحیه یکی از بزرگان اسلام باشد. در حالی که احادیث زیادی موسیقی را ابزار شیطان برای تحریک هوای نفس و غفلت از یاد خدا معرّفی کرده‌اند.

از نظر اجتماعی مطرب رقیب بسیار خطرناکی برای واعظان و مدّاحان است، چون محصول بسیار جذّاب‌تری تولید می‌کند. بر همین اساس یکی از اهداف اصلی مذهبیون انقلابی سال 57 تصرّف رادیو تلویزیون، پالودنش از مظاهر نامسلمانی (در درجه اوّل موسیقی) و تبدیل آن به دستگاه تبلیغات اسلامی بود. خمینی دستکم دو بار در ملاءعام به قطب‌زاده، اوّلین رئیس رادیوتلویزیون انقلابی، پرخاش کرد و گفت هرچه من می‌گویم موسیقی پخش نکنید باز هم کار خودشان را می‌کنند.

امّا حالا که بعد از فروخفتن همه آن گردوغبارها به پشت سر نگاه می‌کنیم می‌توانیم بین این ضدّیت با موسیقی و فلسفه سیاسی‌ فقهای انقلابی ارتباطی ببینیم که شاید هیچ‌گاه به دقّت مورد تصریح قرار نگرفته باشد.

موسیقی ملّی ایران از اواخر دوران قاجار و اوایل دوره پهلوی با سر و شکلی مدرن پا به عرصه وجود گذاشت و به سرعت رشد کرد. سیستم نت‌نویسی، ارکستراسیون و برخی سازهای جدید از غرب وارد شدند، در حالی که گوشه‌ها و دستگاه‌ها بومی همین آب و خاک بوده و از زمانی بسیار دور به میراث مانده بودند. افتتاح رادیو ارتش و بعدها رادیو ایران فرصتی بی‌سابقه برای تولید و عرضه و اشاعه این موسیقی فراهم کرد؛ فرصتی برای آشنا شدن گوش همه اهالی ایران با نواهایی که درست مشخص نیست از چه زمانی به بعد نام موسیقی ملّی به خود گرفتند. این که این موسیقی تا چه حد مجموعه وسیع موسیقایی نواحی مختلف ایران را نمایندگی می‌کرد محل تردید است، ولی انکار نمی‌توان کرد که نواهایی از بوشهر تا گیلان را در بر می‌گرفت، و به طور ضمنی حاوی نام‌ها و عنوان‌هایی بود که حاکی از مشارکت موسیقی برخی اقوام بودند؛ عنوان‌هایی مانند بیات ترک، کرد بیات، دستان عرب و غیره.

از این به بعد ساکنان مناطق مختلف ایران با دو جور موسیقی زندگی می‌کردند. یکی موسیقی محلّی خودشان که در مراسم و محافل محلّی نواخته و شنیده می‌شد، و دیگری موسیقی‌ای که از فرستنده رادیو در تهران به گوش می‌رسید. این دومی به اندازه موسیقی محلّی آشنا و خودی نبود، ولی بیگانه هم نبود. فهمیده می‌شد و احساسات را تحت تأثیر قرار می‌داد. مثل موسیقی‌ای نبود که از رادیو مسکو یا رادیو لندن یا جای دیگری از جهان پخش شود. این موسیقی ملّی ایران بود.

سؤالی که نمی‌دانم چطور باید درباره‌اش تحقیق کرد این است که آیا این موسیقی موسوم به ملّی تأثیر معناداری بر حس ملیّت و هموطنی ایرانیان گذاشت؟ شواهد حاکی از آن هستند که از دل این موسیقی چهره‌های فرهنگی شاخصی ظهور کردند که در سرتاسر ایران شهرت و محبوبیت یافتند؛ کسانی مثل اکبر گلپایگانی و ایرج خواجه امیری که امروز به خاک سپرده شد. و بر پایه همین شواهد به نظر می‌رسد این موسیقی از مرزهایی عبور می‌کرد، که زبان فارسی نمی‌توانست عبور ‌کند. همچنین دولت ایران که سرود ملّی خود و سرودی خیلی ملّی‌تر، یعنی ای ایران، را از همین موسیقی گرفته بود از طریق نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و هنر، رادیو ایران و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی از ارباب طرب که حالا به شأن و منزلتی بی‌سابقه رسیده بودند حمایت می‌کرد.

امّا بعد از طوفان 57 دولتی تأسیس شد که خود را امّ‌القرای جهان اسلام، و رهبرش را پیشوای امّت خیال می‌کرد. موسیقی‌ای که بتواند اجزاء ناهمگون این امّت را زورکی به هم وصل کند شاید همان تلاوت قرآن و تواشیح بود. چیزی که به سرعت جای موسیقی ملّی را در رسانه‌ها گرفت. برنامه 22 ساله گل‌ها را تعطیل کردند. پخش «ای ایران» تا سال‌های سال ممنوع شد. و موسیقی ملّی تقریباً به طور کامل به محاق رفت.

البته بعدها ناگزیر شدند از بعضی مواضع افراطی اوّلیه کوتاه بیایند، ولی واضحاً از سر اکراه و ناچاری. و یکی از نشانه‌های این اکراه همین است که ده‌ها عکس از شخص اوّل مملکت در کنار قاریان قرآن و مدّاحان دیده‌اید، ولی کنار یک آوازه‌خوان گل‌ها؟ هرگز.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
3,7600073
بهلول logo
بهلول

۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۰۷

AudioIraj & Amir Ehsan Fadaei [SariMusic.IR]
برام حافظ بخون...

ده‌ها سال آواز خواند. از فاخرترین نغمه‌ها در کنار نکته‌سنج‌ترین اساتید، تا مشهورترین ترانه‌های کوچه‌بازاری. گوش کردن به همه کارهایش سال‌ها زمان می‌خواهد. هیچوقت نشد شعری را غلط بخواند، و سر هشتاد سالگی هنوز می‌توانست با شاگردش در اوج رقابت کند. و شاید از همه مهمتر اینکه هرگز دامنش را به سیاهی سیاست نیالود. هنرش به چیزی جز خود هنر متعهد نبود.

پیشبینی‌ام این است که او هم چیزی شبیه به هایده باشد. محبوب و نامیرا، و همیشه شنیدنی؛ حتی برای آن‌هایی که بعد از مرگش به دنیا می‌آیند. ایرج فراموش‌شدنی نیست.

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
3,6600093

Showing 30 of 30 posts

رتبه‌بندی

ورود لازم است

Frequently Asked Questions

کانال تلگرام بهلول درباره چیست؟+

بهلول (@amirrezaabdolii) یک کانال تلگرام در دسته آی‌پی‌ال (IPL) در tgdio است. این پروفایل رتبه، امتیاز، نظرات و پست‌های تازه را نشان می‌دهد تا قبل از عضویت تصمیم بگیرید. در حال حاضر حدود ۲٬۹۵۲ مشترک در tgdio دارد.

چطور به بهلول (@amirrezaabdolii) در تلگرام بپیوندم؟+

پروفایل کانال را در tgdio باز کنید، سپس با دکمه Join / Open in Telegram به @amirrezaabdolii بروید و رایگان عضو شوید.

آیا بهلول کانال خوبی در آی‌پی‌ال (IPL) است؟+

در tgdio می‌توانید قبل از عضویت امتیاز، نظرات، رتبه و پست‌های بهلول را بررسی کنید. در حال حاضر حدود ۲٬۹۵۲ مشترک در tgdio دارد. آن را با کانال‌های مشابه آی‌پی‌ال (IPL) مقایسه کنید.

آمار و پست‌های بهلول را کجا ببینم؟+

در tgdio صفحه @amirrezaabdolii را برای آمار اعضا، رتبه، امتیاز و پست‌ها باز کنید. لینک Stats نمودار رشد را نشان می‌دهد.